سیاست افزایش قیمت حاملهای انرژی درست یا نادرست؟

الف: آیا افزایش قیمت بنزین اثر تورمی دارد؟
1-بر اساس نظام قیمتها،قیمتها بر اساس سه عامل قیمت مواد اولیه، هزینه استهلاک و اجاره و سود تعیین می شود.همچنین با افزایش قیمتهای استاندارد،هزینه و سود و درآمدها به همین نسبت افزایش یافته و ارزش پول نیز به همین نسبت کاهش می یابد.
2-زمانی که قیمتها به صورت استاندارد تعیین شده باشند؛ قیمت حاملهای انرژی اگر 10 درصد تغییر کند؛برای حفظ تعادل در اقتصاد، سایر قیمتها باید 10 درصد تغییر کند.همچنین در شرایط فعلی به علت اینکه قیمتها به صورت استاندارد تعیین نشده اند و دولت به صورت اجباری بعضی از قیمتها را کنترل می کند؛ این افزایش به صورت تدریجی و ناهماهنگ اتفاق افتاده که بخشها و مشاغل ضعیف چون نمی توانند این افزایش را در کالاها و خدمات خود داشته باشند؛ متضرر می شوند.
3- نرخ تورم در شرایط فعلی واقعی نیست. نرخ تورم واقعی از مقایسه قیمتهای فعلی و قیمتهای استاندارد در مدل رگرسیون بدست می آید. همچنین نرخ تورم اعلام شده، نوعی شاخص هزینه ای بوده که اطلاعات چندان مفیدی ندارد. برای داشتن اطلاعات مفید از شاخصهای هزینه، این شاخصها باید با هزینه های استاندارد مقایسه شده و هزینه های استاندارد نیز با درآمدهای فعلی و استاندارد مورد مقایسه گیرد؛ در اینصورت استکه می توان اطلاعات مفید و قابل استفاده ای بدست آورد.
ب: علت افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی چیست؟
1: افزایش سطح نقدینگی:
نقدینگی به علت ایجاد تسهیلات بدون پشتوانه توسط بانکها و افزایش هزینه های جاری دولت و سایر بخشها به شدت افزایش یافته است؛ از اینرو افزایش قیمت بنزین وسیله ای برای کاهش ارزش پول و نقدینگی می باشد. برای اصلاح این روند باید پشتوانه پول حساب عمومی باشد؛ در اینصورت می توان ذخایر مواد اولیه نیز که متعلق به حساب عمومی است؛ پشتوانه پول قرار داد. همچنین پرداخت تسهیلات توسط بانکها نیز باید بر اساس افزایش پشتوانه مالی معینی در حساب عمومی انجام شود.
2-افزایش درآمدهای دولت
در شرایط فعلی دولت برای افزایش درآمدهای خود قیمت حاملهای انرژی را افزایش می دهد؛ در صورتیکه این درآمدها متعلق به حساب عمومی می باشد.
ج: آیا دولت به حاملهای انرژی یارانه می دهد؟
1-بخشی از یارانه ها از محل مالیاتها بوده و بخش دیگر نیز از محل مازاد سود بخشهای مختلف می باشد.
همچنین سود حاصل از مواداولیه و حاملهای انرژی متعلق به حساب عمومی می باشد؛ دولت بخشی از این سود را به مردم و سایر اشخاص به عنوان یارانه داده و بخشی دیگر نیز به درآمدهای خود اضافه می کند؛ در صورتیکه این سود متعلق به حساب عمومی بوده و دولت نباید برداشت کند.
د:آیا افزایش قیمت حاملهای انرژی باعث کاهش قاچاق می شود؟
1- برای جلوگیری از قاچاق سوخت باید قیمت مواد اولیه و حاملهای انرژی به صورت استاندارد تعیین شده و بقیه قیمت ها نیز بر اساس آن تعیین شود. همچنین با استفاده از تعرفه ارزی و مدیریت دریافت و پرداخت ارز می توان از قاچاق سوخت جلوگیری کرد.همچنین با ایجاد پرداختهای عادلانه حساب عمومی و نظام یارانه ها، انگیزه قاچاق را کاهش دهیم.
2- دولت برای تعدیل قیمتهای داخل و خارج حاملهای انرژی، باید نرخ ارز را تعدیل کند.این مساله کمترین تاثیر منفی را در اقتصاد داخل دارد.همچنین نرخ ارز وسیله تامین درآمد دولتها نبوده و برای جلوگیری از قاچاق کالا و ارز، باید بر روی ارز تعرفه قرار داد و به صورت مدیریت شده دریافت و پرداخت شود.
ه: آیا سیاست افزایش قیمت حاملهای انرژی و جرایم، باعث کاهش مصرف می شود؟
این سیاست به چند دلیل باعث کاهش مصرف نمی شود:
1- دولت این سیاستها را به منظور تامین درآمد انجام می دهد؛ از اینرو برای کسب درآمد بیشتر به افزایش مصرف دامن می زند.در صورتیکه بخشی از جریمه ها، متعلق به دستگاه مربوطه بوده و بخشی بابت پیشگیری از جرم متعلق به حساب عمومی می باشد.بخشی هم بابت افزایش خطربه حق بیمه شخص پرخطراضافه می شود.همچنین سود حاصل از حاملهای انرژی و مواد اولیه متعلق به حساب عمومی است.
2- به علت اثرات تورمی که این سیاست دارد؛ در بلند مدت درآمدهای دولت نیز افزایش واقعی چندانی نخواهد داشت و باز هم دولت مجبور است که سطح مصرف را کاهش ندهد.
ر:برای کاهش مصرف سوخت و ترافیک چکار کنیم؟
1-اولویت سوخت خودروها باید انرژی برق بوده و خودروهای برقی و نیمه برقی –بنزینی –گازی جایگزین خودروهای فعلی شود. همچنین اولویت حمل و نقل باید حمل و نقل خودروهای عمومی برقی و گازی باشد.
2- برای هر خودرو باید از طریق کارت سوخت محدودیت سوختی قائل شد و مصرف بالاتر از حد استاندارد جریمه شود. همچنین برای کاهش تصادفات، نظام بیمه ای باید اصلاح شده و بیمه مانند تسهلات بانکی شده که خسارتها به صورت تسهیلات پرداخت شده و این تسهیلات از محل اقساط بیمه و سود آن بازپرداخت شود. اینگونه اثر بازدارندگی درجرایم و حمل و نقلهای غیر ضروری دارد.
3- برای کاهش ترافیک و استفاده بیشتر از خوردهای عمومی، می توان خیابانها را تقسیم بندی کرد. همچنین برای خودروهای شخصی سختگیری باید زیاد شده و گواهینامه،معاینه فنی خودرو،پارکینگ اختصاصی و عمومی کنترل شده و استفاده از آنها برای مواقع ضروری باشد.
4--برای کاهش ترافیک، بهتر است نظام اشتغال اصلاح شود. برای این منظورمولفه های اشتغال مثل مولفه درآمدی وسلامت روحی و جسمی جایگزین شود؛ بهترین جایگزین مولفه درآمدی، ایجاد حساب عمومی عادلانه و نظام یارانه ها می باشد.همچنین برای کاهش ترافیک بهتر است؛ ساعت شروع و خاتمه مشاغل از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار باشد. همچنین با گسترش دولت الکترونیک بسیاری از خدمات آموزشی،اداری،بانکی،بیمه ای،شهرداری،دادگاه،خرید و فروش و درمانی به صورت الکترونیک شده و از مسافرتهای بی مورد شهری و بین شهری کاسته می شود.
در پایان باید گفت که افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی کار اشتباهی بوده و به جای آن باید قیمتها به صورت استاندارد تعیین شود.همچنین نرخ ارز و نرخ تورم و سطح درآمدها و هزینه ها نیز بر اساس قیمتهای استاندارد تعیین شود.برای کاهش قاچاق می توان از سیاست تعرفه ارزی و مدیریت ارزی استفاده کرد.برای کاهش مصرف سوخت از یکطرف باید خیابانها را تقسیم بندی کرد و خودرهای عمومی برقی و گازی را جایگزین خودروهای شخصی کرد و از طرف دیگر با ایجاد دولت الکترونیک بسیاری از رفت و آمدهای غیر ضروری را کاهش داد.