الف:اصلاح قوانین نظام آموزشی

بر اساس اصل سی ام قانون اساسی ما، دولت موظف است وسایل آموزش وپرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصيلات عالي را تا سرحد خودكفائي كشور به طور رايگان گسترش دهد. در این اصل به وسایل آموزش و پرورش رایگان اشاره شده که شامل معلم، مدرسه، کتاب درسی، دفتر، امکانات آزمایشگاهی و سایر تجهیزات مورد نیاز می شود. البته در سطحی بالاتر می توان گفت که در آموزش رایگان باید زمینه آموزش نیز که شامل هزینه رفت و آمد، پوشاک، غذا و هزینه فرصت است را باید در نظر گرفت.همچنین در این اصل، علاوه بر آموزش و پرورش رایگان به رایگان بودن آموزش عالی در حد نیاز کشور نیز اشاره شده است.

اصل سی ام قانون اساسی چندین اشکال کلی دارد که به آنها اشاره می شود.

1-تمام قوانین باید بر اساس عدالت و کارایی باشند. در این قانون اصل عدالت در نظر گرفته نشده است؛ چون درآمدهای دولت شامل درآمدهای حساب عمومی و مالیاتهاست. درآمدهای عمومی سهم همه مردم ایران بوده که باید به صورت بهینه و مساوی به آنها پرداخت شود.درآمدهای مالیاتی نیز باید در جهت رفاه و منافع مالیات دهندگان هزینه شود.از اینرو دولت نمی تواند از محل این درآمدها در بخش آموزش رایگان هزینه کند.

2- بر اساس عدالت هر کس باید هزینه خدمات خود را بپردازد.همچنین می توان به بخشهای ضعیف جامعه از محل یارانه ها کمک کرد. از اینرو دولت می تواند از محل یارنه ها، به افراد و بخشهای ضعیف جامعه مثل بخش بهداشت، آموزش و غیره کمک کند.

3-قوانین باید کارآ باشند. کارایی در بخش آموزش به این معناست که با حداقل مصرف کالا و خدمات و هزینه، حداکثر آموزش به دست آید و با حداقل آموزش، حداکثر مطلوبیت ایجاد شود. نظام آموزشی رایگان از طرفی هزینه نظام آموزشی را به شدت افزایش داده و از طرف دیگر به علت پایین بودن کیفیت آموزش، حداقل مطلوبیت برای دانش آموختگان را دارد. از اینرو این اصل قانون اساسی مغایر با عدالت و کارایی بوده و باید اصلاح شود.

ب-اصلاح اهداف نظام آموزشی

اهداف نظام آموزشی ما باید مبتنی بر اهداف اسلامی باشد نه اصول سرمایه داری که در این مورد نکاتی بیان می شود.

1-در نظام سرمایه داری علم در جهت حداکثر کردن منفعت صاحبان سرمایه در جامعه هست؛ از اینرو برای آن محدودیتهایی زیادی در نظر می گیرند؛ ولی در نظام اسلامی، علم برای حداکثر کردن مطلوبیت حال و آینده همه افراد بوده و هیچ محدودیتی برای فرآگیری هیچ علمی برای هیچ کسی وجود ندارد.ولی این مساله با ساختار نظام آموزشی ما تطابق ندارد.

2- نتیجه عملی  و واقعی همه علوم در قوانین خلاصه می شود؛ از اینرو برای اسلامی شدن قوانین، نیاز هست که قوانین و دستورالعملها توسط متخصصین بر اساس دستورات اسلامی نوشته شود. اینگونه است که جامعه متخصصین می توانند بر حکومت نظارت کرده و علم در جایگاه واقعی خود قرار گیرد.

ج:اصلاح ساختار نظام آموزشی:

اصلاح ساختار نظام آموزشی در سه بخش نونهالان، کودکان و بزرگسالان صورت می گیرد.

ج1-مدرسه نو نهالان:

 این مدرسه برای آموزش بر اساس بازی و سرگرمی و تفریح می باشد.مدت این آموزش 2 سال است.

ج2-مدرسه کودکان:

این مدرسه به مدت 4 سال بوده و برای فراگری علوم  ادبیات، هنر، اجتماعی، طبیعی، کامپیوتر، ریاضی، کشاورزی، پزشکی و فنی وغیره می باشد. در این مدرسه آشنایی کلی با این علوم جهت استعداد یابی دانش آموختگان می باشد. این دو مدرسه اختیاری بوده ولی امتحانات آن اجباری می باشد.

ج3-مدرسه بزرگسالان:

این مدارس برای رشته های مختلف بوده و اختیاری می باشد. از ابتدا تا انتهای علوم در این مدارس بوده و شامل، مدرسه ریاضی  و مهندسی، تجربی و پزشکی، علوم انسانی، علوم فنی، علوم کامپیوتر، هنرو غیره می باشد.

ج4-شرایط مدرسه:

حضور هیچ دانش آموزی سرکلاس اجباری نبوده و می تواند از آموزش جایگزین استفاده کند.

مدرسه در تمام طول سال آماده فعالیت می باشد. دانش آموزان می توانند در هر دوه ای که دوست داشته باشند و هر وقت بخواهند تحصیل کنند. همچنین برای کنترل و مدیریت هزینه ها، تشکیل کلاسها باید به حد نصاب و ساعات استاندارد رسیده باشد.

د:اصلاح مدیریت آموزشی

د1: نحوه ی کمک دولت به مدارس و دانش آموختگان:

1-دولت در دوره آموزشی کودکان و نونهالان، به دهکهای ضعیف، یارانه پرداخت می کند و برای دوره آموزشی بزرگسالان و اختیاری به دانش آموختگانی که دهک ضعیف باشند و نمره قبولی داشته باشند؛ یارانه پرداخت می کند.

2-مدارس مستقل و دولتی که از طرف دولت اجبار به فعالیت دارند؛ اگر از محل شهریه ها نتوانند خودشان را اداره کنند؛ از محل بودجه دولت می توانند استفاده کنند.

د2: نحوه نظارت بر مدارس

1-نظارت بر مدارس از طریق مدیر مدرسه، دولت، والدین و دانش آموزان صورت می گیرد. مسلم استکه اگر واحد آموزشی کیفیت آموزشش پایین بیاید؛ به همین نسبت نرخ آموزش نیز به عنوان جریمه کاهش یافته و به دانش آموختگان برگردانده می شود.

2- کلاسها و مدرسه هایی که مازاد هستند می توانند تغییر کاربری دهند. همچنین معلمانی که مازاد هستند می توان به بخشهای دیگر دولت واگذارشوند و یا  بازخرید شده و یا بازنشسته شوند.

 

د3:نحوه ی آموزش دروس

1-برای رسیدن به اهداف آموزش باید از همه امکانات آموزشی از جمله کتاب، معلم، وایت بورد، اینترنت، موبایل، فضای مجازی، والدین، اردو، تفریح، مسابقه و غیره استفاده کرد.

2-ساعات استاندارد هر درس، اهداف آموزش، بخشهای حفظی، مفهومی و عملی دروس مشخص باشد.

3- برای آموزش بهتر، تلاش شود از وسیله ای غیر از زبان، حداکثر استفاده شود.آموزش معلم محوری فقط در حد نونهالان و کودکان باشد؛ آموزش بزرگسالان باید دانش آموز محور و گروهی بوده و معلم نظارت کند.

د4:نحوه امتحانات

1-امتحانات نونهالان و کودکان به صورت کیفی بوده و به منظور استعداد یابی در آنها انجام می شود.

2-هر فردی در هر رشته و فنی که بخواهد؛ می تواند آزمون داده و کسب مدرک کند.همچنین سوالات امتحان مشخص بوده و همان اهداف درسهاست.همچنین امتحان درسهای حفظی و مفهومی بهتر است به صورت تستی بوده و درسهای عملی نیز به صورت عملی با سوالات مشخص و استاندارد باشد.

3-برای کم شدن استرس امتحان، بهتر است نمرات به صورت A,B,C,Dباشد.همچنین فرمولها و مطالب حفظی مورد نیاز در اختیار دانش آموختگان قرار داده شود.

ه:اشکالات نظام آموزشی و راه های رفع آنها

1- در نظام آموزشی ما اهداف، ساختار و عملکرد با هم تطابقی ندارند. امروزه نظام آموزشی با جامعه و مشکلات جامعه سر و کاری ندارد؛ این مساله بدلیل نگاه سرمایه داری به علم در جامعه می باشد. با اصلاح قوانین، اهداف و ساختار در این بخش، همه افراد در همه رشته ها می توانند با کمترین هزینه کسب دانش و مدرک کنند.همچنین افرادیکه کارایی بالاتری دارند؛ جذب نظام اشتغال می شوند.

2- نظام آموزشی با هزینه های بسیار، علوم کم منفعت و غیر لازم را به دانش آموختگان یاد می دهد؛ همچنین در نظام آموزشی ما به هوش اجتماعی، هیجانی، تصویری، منطقی، معنوی و سایر هوشها چندان توجهی نمی شود؛ از اینرو بسیاری از استعدادها و خلاقیتها در دانش آموختگان از بین می رود؛ برای اصلاح این روند باید از ابتدا در افراد استعدادیابی شود و هر کسی در هر بخشی به هر نحوی که دوست دارد؛ کسب آموزش و مدرک کند.همچنین کسب دانش باید به عنوان بهترین و مفیدترین مشاغل در جامعه شناخته شود.

3- امروزه به نظام آموزشی در کشور ما به عنوان هزینه و معضل نگاه می شود؛ در صورتیکه با واقعی کردن هزینه های این بخش و گرفتن شهریه و اختیاری کردن حضور سر کلاس و دایمی شدن مدارس و بهینه شدن آموزش، بسیاری از هزینه های آموزش و هزینه های اجتماعی آن، کاهش یافته و از طرف دیگر درآمدهای مستقیم و غیر مستقیم(کاهش هزینه ها)افزایش یافته و مطلوبیت جامعه در این بخش حداکثر می شود.همچنین بخش آموزشی تقریبا همه مولفه های اشتغال را از جمله مولفه سلامت روانی و جسمی، فراگیری هنجارهای اجتماعی و خلاقیت  را داشته و با کاهش هزینه ها، مولفه درآمدی نیز تقویت می کند؛ از اینرو بخش آموزش بهترین بخشی استکه می تواند مولفه های بخش اشتغال را تقویت کند.

در پایان باید گفت اصلاحات در نظام آموزشی باعث می شود که با کمترین هزینه و کمترین مصرف کالا و خدمات، مطلوبیت همه افراد جامعه حداکثر شود.