آیا تصمیمات باید بر اساس میدان باشد یا دیپلماسی؟
تصمیمات در حوزه سیاست و دیپلماسی بر اساس منافع اقتصادی است؛ اما تصمیمات در میدان در جهت حفظ آرمانها و اهداف نظام اسلامی است.چند نکته در مورد علت تفاوت این دو نوع تصمیم گیری بیان می شود.
۱_ نظام اقتصادی ما بیشتر  بر اساس تئوری های نظام سرمایه داری بنا شده است از اینرو بسیار سست و ناکارآمد بوده و با اندک فشاری دچار مشکل می شود؛ از اینرو تصمیمات سیاسی که بر اساس آن گرفته می شود نیز سست و ضعیف است.
۲_ سیستم قیمت گذاری قلب اقتصاد است که باید بر اساس هزینه ها و سود استاندارد باشد؛ ولی بر اساس نظام غلط عرضه و تقاضا انجام می شود.
۳_ بازار سهام و بورس مهمترین بخش اقتصادی کشور است؛ قیمت سهام بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می شود و همین مساله باعث ناکارامدی  و سواستفاده فراوان از آن می شود.بسیاری از تصمیمات سیاسی برای آرامش در این بازار است چون سرمایه بسیار ترسوست.برای اصلاح این بازار باید بازار سهام مثل بانکها بوده و شرکتها سود واقعی داده و سهامداران و سپرده گذاران سود واقعی دریافت کنند.
۴_ بخش مهم دیگری در اقتصاد، ارزش پولی است که پشتوانه آن ارز و طلا بوده و براحتی با تغییر قیمتها ارزشش کاهش می یابد؛ این مساله هم نظام اقتصادی و تصمیمات سیاسی را با ناکارآمدی روبرو کرده است؛ برای حل این مشکل، پشتوانه پول باید حساب عمومی باشد و دولت با تعیین قیمتها بصورت استاندارد اجازه نوسانات قیمتی را ندهد.
در پایان باید گفت دولت از نظر اقتصادی بسیار ضعیف است چون نظام پولی و ارزی، قیمتها، بانک، بورس، مالیات، بیمه، تولید، اشتغال و همه این موارد بر اساس تئوری های ناکارآمد نظام سرمایه داری بنا شده است.از اینرو نظام سیاسی نیز نمی تواند تصمیمات محکم و قوی بگیرد.همچنین ما در میدان نظامی و بین المللی باید تصمیمات محکم بگیریم و اگر براساس دیپلماسی ضعیف بخواهیم تصمیم بگیریم باید دست از تمام آرمانها و اهداف نظام اسلامی بکشیم.همچنین  نظام اقتصادی باید بر اساس الگوهای اسلامی اصلاح شود تا تصمیمات دیپلماسی و میدانی ما یکی شود.