مدیریت انرژی و برق نیازمند اصلاحات و بازنگری
بی مدیریتی در مورد مساله انرژی و برق نه تنها سطح رفاه و مطلوبیت افراد جامعه را بشدت کاهش می دهد؛ بلکه نظام اسلامی را نیز دچار مشکل و خطر می کند.برای رفع این مشکلات، مطالبی بیان می شود.
الف:تعیین قیمت برق و حاملهای انرژی 
۱_ یکی از مشکلات اساسی در حوزه انرژی و برق، تعیین قیمت اشتباه آنهاست.تمام قیمت ها باید به صورت استاندارد و بر حسب بهای تمام شده استاندارد  تعیین شود.اینگونه بخش خصوصی و مستقل نیز برای تامین انرژی و برق  می توانند فعالیت کنند.
۲_تمام یارانه های پنهان و پیدا در قیمتها باید حذف شود.یارانه ها باید به اشخاص ضعیف و نیازمند پرداخت شود.همچنین انرژی های تجدید پذیر مثل انرژی خورشیدی،بادی و غیره برای شروع کار باید حمایت شوند.همچنین مصرف بیش از حد مواد اولیه، کالا یا خدمات باید بشدت جریمه شود.این جریمه به حساب بیمه همان بخش، بابت پوشش خطر و تثبیت قیمتها واریز  شود.
ب:مدیریت تولید انرژی و برق
مدیریت تولید انرژی و برق مناسب نیست؛ در این مورد چند نکته بیان می شود.
۱: تمام مواد اولیه، متعلق به حساب عمومی است و باید قیمت گذاری شود.همچنین مواد اولیه و محصولات آن نیز می تواند به عنوان پشتوانه پول قرار گیرد.همچنین بخش عمومی در صورت لزوم می تواند در بخش تولید انرژی و برق وارد شده و آنرا پشتوانه پول قرار دهد.
۲_اولویت تولید انرژی و برق باید تولید نوع پاک آن باشد.همچنین بر روی آلاینده های این بخش می توان تصفیه کننده های آبی و غیره گذاشت و از انتشار گازهای گلخانه ای جلوگیری کرد.در صورت تخلف، این بخش بشدت جریمه شده و جریمه ها به حساب بیمه همان بخش واریز شود.
۳_مهمترین مشکل تولید،کمبود نقدینگی است؛ برای حل این مشکل باید با قیمتهای استاندارد این بخش را سودآور کرد؛ همچنین تسهیلات بانکها و بورس باید به سمت این بخشها بیاید؛ در صورت لزوم، حساب عمومی می تواند این بخشهای تولیدی را ایجاد یا خریداری کرده و پشتوانه پول قرار دهد.
ج:مدیریت مصرف انرژی و برق 
مصرف انرژی و برق به هیچ وجه صحیح نبوده و مدیریت درستی در این زمینه وجود ندارد؛ چند نکته در این مورد بیان می شود.
۱_برای مصرف باید حد معینی برای هر مشترک تعریف شود؛ در صورت تخلف؛ بشدت جریمه شده و جریمه ها به حساب بیمه آن بخش واریز شود؛ اینگونه هم اثر صرفه جویی در مصرف داشته و هم افزایش هزینه ها در آن بخشها را می تواند جبران کند.همچنین می توان جریمه های غیر نقدی مثل قطع خدمات اعمال کرد و مشتری پر مصرف به عنوان مشتری پر ریسک در سامانه بیمه ثبت شود.
۲_مصرف برق و انرژی در بخشهای عمومی و شهری نیز اصلا مناسب نیست؛ این بخشها هم باید مدیریت انرژی شود و در صورت تخلف، بشدت جریمه شود.هیچ بخشی نباید مستثتی شود.همچنین بسیاری از بخشهای عمومی باید متمرکز شده و از طریق دولت الکترونیک انجام شود؛ مثل بانکها، بیمه ها، مدارس، ادارات، حمل و نقل و غیره. اصلاح ساختار اینها باعث بهینه شدن مصرف انرژی می شود.
۳_قطعی برق باید بر اساس اولویتها و زمان بندی مناسب انجام شود.ابتدا برق یک فاز تمام مشترکین پرمصرف خاموش شود.مرحله بعد، برق بخشهای غیر ضروری کم شود.در مرحله بعد برق ادارات، بعد برق خیابانها و مکانهای عمومی، بعد برق تولید و در نهایت برق خانگی کاهش یابد.
۴_اگر در اثر قطعی مکرر برق به وسایل برقی مشترکین آسیب برسد؛ باید این خسارتها از محل بیمه برق جبران شود و یا اینکه دستگاه های تنظیم ولتاژ و کنترل هوشمند برای مشترکین نصب شود.
د:شعار زدگی
دادن شعارهای قشنگ ولی اشتباه در حوزه تولید و انرژی، مشکلات فراوانی برای این بخش ایجاد می کند؛ چند مورد بیان می شود.
۱_تولید بهینه به معنی حداکثر شدن تولید نیست؛ بلکه باید با حداقل نهاده ها و حداقل تولید؛ حداکثر ارزش افزوده ایجاد کنیم. همچنین مصرف بهینه،به معنی حداکثر کردن مصرف نیست؛ بلکه باید با حداقل مصرف، حداکثر مطلوبیت ایجاد کنیم.
۲_اشتغال بهینه به معنی حداکثر کردن اشتغال نیست؛
  بلکه باید با حداقل اشتغال، حداکثر کارایی و ارزش افزوده ایجاد کنیم؛ وظیفه توزیع عادلانه درآمدها برعهده نظام یارانه ها و پرداختهای مستقیم است نه اشتغال. همچنین برای ایجاد تبعیض قیمتی، نباید در قیمتها دستکاری کرد؛ بلکه باید تمام قیمتها بصورت استاندارد تعیین شده و تبعیض قیمتی از طریق نظام یارانه ها و جریمه ها اعمال شود.
۳_در کشور ما ناهماهنگیهای فراوانی در مورد تولید و مصرف وجود دارد؛ برای حل این مشکل، تمام قوانین، دستورالعملها و مقررات باید توسط مجلس متخصصین نوشته شود و همه ملزم به اجرای آن باشند.نه اینکه هر بخشی بخواهد برای خودش تصمیم گیری و برنامه ریزی کند.
در پایان باید گفت برای اصلاح مدیریت جامعه در تمام عرصه ها، باید الگوهای اسلامی و بومی جایگزین تئوریهای غلط نظام سرمایه داری شده و مدیران کشور نیز عزم جدی در اصلاح امور داشته باشند.