سوخت و بنزین از مواد اولیه بوده و تغییرات قیمتی آنها بر کل اقتصاد تاثیر می گذارد.همچنین تعیین قیمت سوخت و بنزین باید بگونه ای باشد که مصرف آن بهینه شده و باعث کارایی در نظام تولید و مصرف شود.همچنین منافع آن باید بصورت عادلانه بین افراد جامعه تسهیم شود.برای رسیدن به این اهداف، چند سیاست تعیین قیمت سوخت و بنزین را بررسی می کنیم.
الف:سیاست واقعی کردن قیمت سوخت و پرداخت یارانه به اقشار نیازمند
معمولا قیمت واقعی سوخت، قیمت فوب خلیج فارس در نظر گرفته می شود.این سیاست چند اشکال دارد.
۱-قیمت واقعی سوخت، زمانی معین می شود که قیمت ارز واقعی شود.قیمت واقعی ارز بر اساس برابری قدرت خرید تعیین می شود.از اینرو تا زمانیکه قیمت ارز واقعی نشود؛ قیمت سوخت هم واقعی نمی شود.
۲-گفته می شود که بر روی سوخت و بنزین، یارانه پنهان پرداخت می شود؛ این مساله درست نیست؛ دولت بر روی ارز مالیات پنهان قرار داده، از اینرو تمام قیمتهای داخل نسبت به خارج، غیر واقعی است و موجب مشکلات فراوان در اقتصاد شده است.
۳-گفته می شود که یارانه سوخت به اقشار نیازمند پرداخت می شود؛ در صورتیکه سامانه ای برای تعیین دهکهای درآمدی وجود ندارد.همچنین به علت افزایش سایر قیمتها، بیشترین منافع افزایش سوخت و بنزین به طبقه مرفه می رسد و شکاف طبقاتی نیز بیشتر می شود.
این سیاست به علت به هم زدن تمام قیمتها در اقتصاد و تورم شدید، باعث ناکارایی و بی عدالتی می شود.از اینرو مناسب نیست.
ب:طرح دو قیمتی کردن قیمت سوخت و بنزین
در این طرح، برای هر مصرف کننده، کارت سوخت صادر شده و تا میزان معینی با یک نرخ و بیشتر از آن، با نرخ بالاتری می باشد.
این طرح مشکلاتی دارد که بیان می کنیم.
۱- تبعیض قیمتی باعث به هم ریختگی کل قیمتها در اقتصاد شده و تعیین قیمت واقعی امکانپذیر نیست؛ همچنین ناعادلانه بوده و باعث بی عدالتی می شود.
۲-تبعیض قیمتی باعث می شود که برخی اشخاص کارت سوخت را دریافت کرده و فعالیتی هم نکنند و سهمیه خود را بفروش برسانند.
این طرح نیز باعث بی عدالتی و ناکارایی در کل اقتصاد شده و مناسب نیست.
ج:طرح واقعی کردن قیمت سوخت وسهمیه بندی بنزین به هر نفر ایرانی 
در این طرح قیمت بنزین واقعی شده و مثلا به هر ایرانی پول چند لیتر بنزین پرداخت می شود.این طرح اشکالاتی دارد که بیان می شود.
۱-تعیین قیمت واقعی سوخت با توجه به تورم و غیر واقعی بودن نرخ ارز امکانپذیر  نیست.
۲-بنزین و سوخت و مواد اولیه متعلق به حساب عمومی بوده و منافع آن متعلق به همه افراد جامعه است.از اینرو نیازی نیست که مثلا برای هر کسی سهمی مشخص کرد.
۳-سهمیه بندی بنزین به هر فرد با توجه به اشخاص حقوقی چندان امکانپذیر نیست.
 این طرح نیز در عمل باعث ناکارایی شده و قابل اجرا هم نیست.
باید گفت این طرحها علاوه بر ایجاد ناکارایی و بی عدالتی، باعث بهینه شدن مصرف سوخت، کنترل آلودگی و ترافیک نیز نمی شود.
د:سیاست مناسب تعیین قیمت سوخت و بنزین
بهترین سیاست در این زمینه، واقعی کردن قیمت سوخت و بنزین و همه قیمتها بخصوص ارز است.همچنین برای هر شخصی سهمیه معینی تعیین شده و مصرف بیشتر از آن، جریمه می شود؛ همچنین بر اساس مصرف سوخت سالانه، بر خودروها مالیات قرار داده شود.در این مورد چند نکته بیان می شود.
۱-همه قیمتها شامل هزینه مواد اولیه، نیروی کار، هزینه سرمایه، اجاره و سود می باشد.همه قیمتها باید در یک ساختار واحد تعیین شده و نرخ ارز هم بر اساس برابری قدرت خرید بدست آید.همچنین برای راحتی کار می توان بر اساس نرخ ارز واقعی، قیمتها را با یک اقتصاد مناسب، مطابقت داد.
۲-افزایش مصرف سوخت، باعث افزایش هزینه های آلودگی و سایر عوارض شده و شامل جریمه می شود؛ این جریمه برای جبران عوارض آن، به حساب بیمه این بخش واریز می شود.همچنین کاهش مصرف سوخت، عوارض آنرا کم کرده و شامل تشویق می شود.همچنین مصرف بنزین و سوخت، میزان استفاده خودرو از جاده ها و خدمات دولت را نشان داده و بر همین اساس مالیات دریافت می شود.
۳-بوسیله کارت سوخت می توان نظام حمل و نقل را مدیریت کرد.رانندگان پرخطر کارتشان مسدود می شود.در ماه هایی که شدت آلودگی بیشتر می شود؛سهمیه کمتر می شود.هر شخصی اجازه استفاده از تعداد معینی خودرو، کارت سوخت و مقدار معینی مصرف سوخت در سال دارد.در صورت تخلف، هشدار مسدودی دریافت می کند.
علاوه بر این، می توان به علت سایر جرایم و تخلفات در بخشهای دیگر،کارت سوخت را مسدود کرد.خلاصه اینکه بوسیله کارت سوخت می توان مصرف سوخت، رانندگی افراد، تنظیم خودرو، ترافیک، آلایندگی و هر گونه تخلفی در حوزه حمل و نقل و خارج از آنرا مدیریت کرد.
در پایان باید گفت نیازی نیست که قیمت سوخت و بنزین را افزایش داده  و کل اقتصاد را به دلیل منافع دولت در نرخ ارز به هم بریزیم؛ بلکه باید همه قیمتها بخصوص نرخ ارز واقعی شده و از طریق کارت سوخت مصرف سوخت و نظام حمل و نقل را مدیریت کرد.