*🟩الف: مشکلات نظام مالیاتی کنونی چیست؟*
1️⃣ مالیاتها به دو بخش مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شود. *مالیات مستقیم* شامل مالیات بر درآمد و دارایی بوده و *مالیات غیر مستقیم،* شامل تعرفه های گمرکی و مالیات بر ارزش افزوده که مالیات بر مصرف است، می باشد.
*2️⃣ تناسب مالیاتها با خدمات دولت*
خدمات و هزینه های دولت، متناسب با هزینه های تمام بخشها و اشخاص جامعه است نه درآمدها و منافع آنان. از اینرو مالیات بر درآمد و منافع، اشتباه بوده و باید به جای آن، مالیات بر هزینه باشد. همچنین در زمان حال، مالیاتها با هزینه های دولت تناسب نداشته و باعث شده است که دولت از سایر درآمدها که حق خودش نیست، برداشت کند.
*3️⃣مالیات مضاعف*
قیمت همه کالاها و خدمات، شامل هزینه نیروی کار و سرمایه بوده که یکبار مالیات گرفته شده و بار دیگر در مالیات بر ارزش افزوده نباید گرفته شود.
*4️⃣معافیتهای فراوان*
بخشهای زیادی از تعاونی ها، بخش کشاورزی، بخش صنعتی، مناطق محروم، مناطق ویژه، کالاهای خاص، اشخاص خاص و غیره، شامل معافیتهای مالیاتی زیادی هستند. این مساله علاوه بر بی عدالتی، باعث کاهش پایه های مالیاتی و فشار مضاعف به سایر بخشها می شود. این در صورتیسکه همه بخشها و اشخاص از خدمات دولت استفاده کرده و بر اساس عدالت و کارایی، همه اینها باید مالیات خود را بپردازند؛ دولت اگر می خواهد به بخش یا شخص خاصی کمک کند؛ از محل یارانه ها و بیمه باید اینکار را انجام دهد.
*5️⃣فرار مالیاتی*
به علت ساختار پیچیده، غیر شفاف و نادرست نظام مالیاتی، فرار مالیاتی، سند سازی و انواع حقه ها و دستکاری ها در نظام مالیاتی فراوان است. علاوه بر این، از نظر قانونی هم بستر فرار مالیاتی فراهم شده و اشخاص می توانند از محل هزینه های فرهنگی، ورزشی و غیره هم سوء استفاده کنند.
🔷برای اصلاح این موضوع باید نظام مالیاتی ساده، کارآمد و عادلانه بوده و جای هیچگونه سوءاستفاده نداشته باشد.

*🟥ب: اصلاح ساختار نظام مالیاتی*
1️⃣ به جای مالیات بر درآمد، بهتر است مالیات بر هزینه قرار داد. این نوع مالیات، ساختاری بسیار ساده داشته و همه انواع مالیاتها را هم پوشش می دهد. به جای درآمد نیروی کار و دارایی، هزینه نیروی کار و سرمایه بوده و مالیات بر ارزش افزوده هم در دل همین مالیات بوده و همچنین مالیات بر سود شرکتها و مشاغل نیز اشتباه است؛ چون دولت از سود، سهمی نداشته و بخشی از سود بابت حق الامتیاز، متعلق به حساب عمومی می باشد. همچنین تعرفه گمرکی نیز سهم دولت نبوده و به بیمه تثبیت قیمتها برای حمایت از بخشهای ضعیف باید واریز شود.
*2️⃣ ساختار مالیات بر هزینه*
🟢۱- هزینه نیروی کار و سرمایه همه بخشها، شامل مالیات است. همچنین همه افراد جامعه و سرمایه های آنها چون از خدمات دولت استفاده می کنند؛ باید حداقل مالیات، پرداخت کنند. برای راحتی محاسبه مالیات، می توان امتیاز در نظر گرفت و بعد با برآورد کل مالیات دولت و تعداد امتیازها، مبلغ هر امتیاز را مشخص کرد.
برای هر فرد جامعه حداقل مثلا ۵ امتیاز و برای حداقل سرمایه آن هم ۵ امتیاز در نظر می گیریم.
🔷چون رابطه بین هزینه های اشخاص و خدمات دولت، نسبی بوده و با افزایش هزینه ها، این نسبت کمتر می شود؛ برای همین، محدوده هزینه برای نیروی کار و سرمایه مشخص کرده و درصد افزایش هزینه و امتیاز آنرا نیز مشخص می کنیم. برای مالیات اشخاص نیز حداقل و حداکثری تعیین می کنیم.

🟣۲- مثلا برای *نیروی کار* تا ۵ میلیون، حداقل ۵ امتیاز می گیریم؛ تا ۲۰ میلیون، به ازای افزایش ۱۰۰ درصد هزینه، ۶۰ درصد امتیاز زیاد می شود. از ۲۰ تا ۵۰ میلیون، به ازای ۱۰۰ درصد افزایش ۴۰ درصد امتیاز زیاد شده و حداکثر تعیین می کنیم.
برای *هزینه سرمایه* هم مثلا تا ۵۰ میلیون، حداقل ۵ امتیاز می گیریم؛ تا ۱۰۰ میلیون، به ازای افزایش ۱۰۰ درصد هزینه، ۶۰ درصد امتیاز زیاد می شود. از ۱۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد به ازای ۱۰۰ درصد افزایش هزینه، ۴۰ درصد امتیاز زیاد شده و حداکثر هم تعیین می کنیم.
🔷این روش بسیار ساده بوده و براحتی در جدول اکسل قابل محاسبه است.

🟡۳- نظام مالیاتی برای اینکه بتواند به درستی مالیاتها را محاسبه و دریافت کند؛ باید سامانه ای ایجاد کرده و هزینه نیروی کار و ارزش داراییها به ارزش جاری درآن ثبت کرده و با نرخ استاندارد، هزینه سرمایه را مشخص کند. اگر بخشی، این هزینه ها را ثبت نکند؛ دریافت مالیات بر اساس هزینه های استاندارد بوده و آن بخش جریمه شده و مشمول کمکهای بیمه تثبیت قیمتها تا مدت معینی نیز نمی شود.
🟤۴- *عوارض* ، مثل آلایندگی و غیره، بابت جبران هزینه های ریسک آن بوده و باید به بیمه اشخاص واریز شود؛ همچنین *داراییهای راکد* ، ریسک سرمایه گذاری حساب عمومی را بالا برده و باید جریمه شده و این جریمه به حساب عمومی واریز شود. از اینرو اگر سرمایه بخشها مثل زمین، مسکن، تجهیزات، ماشین آلات و غیره، فعال باشد؛ شامل مالیات شده و اگر راکد باشد؛ جریمه می شود.
*🟨ج: اصلاح نظام هزینه ای دولت*
🔷بخش دولتی بسیار حجیم و ناکارآمد بوده و هزینه های آن هم بسیار بالاست، برای اصلاح این بخش چند نکته بیان می شود.
*1️⃣تفکیک بخشها*
بخش دولتی، عمومی و خصوصی باید از هم تفکیک شده و هزینه و درآمد هر بخش نیز مشخص شود.
*2️⃣کنترل هزینه ها*
هزینه نیروی کار و سرمایه *بخش دولتی و عمومی* با هزینه های استاندارد تعدیل شده و هزینه مازاد، جریمه شود. همچنین برای هزینه های سربار هم بیمه تعیین شده و مازاد یا کسری آن به سود اضافه یا کسر شود. سود علی الحساب این بخشها نیز همان سود استاندارد می باشد. همچنین در *بخش خصوصی* ، علاوه بر تعدیل هزینه ها با هزینه استاندارد، سود استاندارد هم با سود واقعی تعدیل شود.
🔷اینگونه می توان هزینه های تمام بخشها را مدیریت کرده و بهره وری و کارایی را افزایش داد.

3️⃣ با اصلاح ساختار هزینه ای دولت، کسری بودجه ایجاد نشده و بخش دولتی برای بالا بردن سودآوری خودش به سمت کاهش هزینه ها و ایجاد دولت الکترونیک می رود.
*🟥د: اصلاح ساختار درآمدی دولت*
🔷دولت بسیاری از درآمدها که حق خودش است؛ دریافت نکرده و سایر درآمدهایی که سهم عموم مردم بوده را برداشت می کند؛ این مساله اشتباه بوده و باید اصلاح شود.
*1️⃣درآمد مالیاتی*
اگر نظام مالیاتی بر اساس مالیات بر هزینه، اصلاح شود؛ دولت همه هزینه های خودش را از این محل می تواند تامین کند.
*2️⃣ شرکتهای دولتی*
بخش زیادی از شرکتهای دولتی از محل درآمدهای حساب عمومی ایجاد شده و متعلق به حساب عمومی و عموم مردم می باشد؛ دولت نیز این شرکتها را باید به حساب عمومی واگذار کند.
*3️⃣ ارزش افزوده زمینها*
در اثر فعالیتهای دولت، زمینها دارای ارزش می شوند؛ از اینرو ارزش افزوده همه زمینها، متعلق به دولت بوده و باید سهم دولت پرداخت شود؛ همچنین سایر بخشها هم که در این مساله مشارکت دارند؛ حق الزحمه خود را از دولت دریافت می کنند.
🔷بخش بزرگی از هزینه های دولت صرف شهرسازی و زیر ساختها شده که از این محل باید تامین شود.

*🟫ر: عدالت مالیاتی*
🔷عدالت مالیاتی زمانی بدست می آید که مالیاتها بر مبنای هزینه بوده و شهرسازی و زیر ساختها از محل ارزش افزوده زمینها باشد. همچنین وظیفه دولت تنها این نیستکه مالیاتهای خودش را تامین کند؛ بلکه باید از محل بیمه تثبیت قیمتها، زیان استاندارد همه بخشهای جامعه را هم جبران کند.
*1️⃣ مالیات بر ارث، دیه، مهریه، جایزه، درآمد اتفاقی، نقل و انتقالات دارایی ها، ارزش افزوده، سهام، سپرده و تمبر* اشتباه می باشد؛ چون اینها اگر وارد سرمایه گذاری شود؛ شامل مالیات شده و اگر راکد بماند نیز شامل جریمه می شود.
*2️⃣مالیات بر سود* هم اشتباه است؛ چون بخشی از سود بابت حق الامتیاز که شامل خمس و زکات نیز می شود؛ متعلق به حساب عمومی بوده و این مبلغ برای تقویت بخشهای ضعیف جامعه وارد حساب یارانه ها و بیمه می شود. بخشی از این یارانه به حساب بیمه افراد ضعیف بر حسب دهک درآمدی واریز شده و بخشی هم وارد حساب بیمه تثبیت قیمتها شده و برای جبران زیان بخشها است.
*3️⃣آیا مالیات باید در همان منطقه دریافتی، مصرف شود؟*
در مالیات بر هزینه، معمولا جاهایی که پایه های مالیاتی و هزینه بیشتر است؛ خدمات دولت هم بیشتر است؛ همچنین بخشی از مالیاتها برای کمک به بخشهای ضعیف جامعه می باشد؛ که این هم در جهت کاهش ریسک پرداخت کنندگان مالیات است؛ از اینرو لزومی به صرف مالیاتها در منطقه دریافت آن نیست؛ بلکه ابتدا نیاز همه بخشهای کشور شناسایی شده، بعد میزان امتیازها و مالیاتها مشخص می شود.
*4️⃣ مالیات جهانی*
سازمان ملل باید بصورت مستقل فعالیت داشته باشد و حساب عمومی جهانی را مدیریت کند. هزینه های این سازمان، از محل مالیات جهانی تامین می شود. مالیات جهانی به نسبت مقدار مالیات کشورها دریافت می شود؛ از این محل، بیمه جهانی هم ایجاد شده و خطرات و آسیبهای کشورها پوشش داده می شود.
*🟩ز: مالیات و تورم*
🔷عامل اصلی تورم، دولتها هستند؛ آنها برای تامین هزینه هایشان، قدرت پول را کم می کنند؛ تا پول بیشتری ایجاد کنند. این مساله به ضرر کل اقتصاد و جامعه است.
1️⃣
پول و ایجاد نقدینگی نباید در اختیار دولت باشد؛ بلکه تنها حساب عمومی است که می تواند پشتوانه پول بوده و نقدینگی جدید ایجاد کند؛ منافع آن نیز متعلق به همه مردم است.
2️⃣ برای کنترل تورم، *منابع تسهیلات* در بانکها باید مسدود شده و تسهیلات جدید فقط از طریق حساب عمومی و با پشتوانه ایجاد شود. همچنین *همه قیمتها* به صورت استاندارد تعیین شود. (برای راحتی می توان قیمتها را با قیمتهای اقتصاد مناسبی تطبیق داد) همچنین می توان بوسیله بیمه تثبیت قیمتها، زیان ناشی از قیمتهای استاندارد را جبران کرد.
*3️⃣منابع بیمه تثبیت قیمتها*
🟣۱- یارانه اشخاص حقوقی
🟠۲-بخشی از مالیاتها
🔵۳- تعرفه های گمرکی
🟢۴- واریزی های بخشها، بابت تسویه بدهی زیان آنها
.
🔷زمانیکه بخشها با هزینه استاندارد، زیان می کنند؛ این زیان توسط بیمه تثبیت قیمتها جبران می شود. زمانیکه بخشها با هزینه واقعی سود می کنند؛ سود بالاتر از سود استاندارد آنها بابت تسویه بدهی زیان آنها، برداشت می شود.
🔷در پایان باید گفت دولت با اصلاح نظام مالیاتی بر اساس مالیات بر هزینه و دریافت ارزش افزوده زمینها، دچار کسری بودجه نمی شود؛ همچنین برای عدالت مالیاتی باید الگوی محاسبه مالیات برای همه بخشها و اشخاص و مناطق، یکسان باشد و از طریق بیمه تثبیت قیمتها، زیان استاندارد همه بخشها جبران شود.