نظام یارانه ها و جریمه ها نیازمند اصلاحات و بازنگری

نظام یارانه ها و جریمه ها نیازمند اصلاحات و بازنگری
نظام یارانه ها و جریمه ها تاثیر مستقیمی  بر روی زندگی مردم دارند؛ با اصلاح این دو مساله مهم، می توان اشخاص و بخشهای نیازمند و ضعیف جامعه را تقویت کرد.در این نوشتار مطالبی در این زمینه بیان می کنیم.
الف: اصلاح نظام جریمه ها
۱- جریمه ها بر چه مبنایی می توان دریافت کرد؟
جریمه ها برای جبران زیان به دیگران و پوشش ریسک هستند.این زیان و ریسک مربوط به خود شخص، سایر اشخاص جامعه یا سایر بخشهای جامعه هست.
۲- تمام جریمه ها یا برای جبران خطر یا جلوگیری از خطر است.
جریمه های جبران خطر، به خود اشخاص پرداخت میشود؛ این جریمه ها به حساب یارانه اشخاص واریز می شود.جریمه هایی که برای پوشش خطر است به حساب بیمه آنها واریز میشود.
۳- مثالهایی از جریمه ها
۱- جریمه راهنمایی و رانندگی
۱-۱: نبستن کمر بند
این جریمه برای پوشش خطر راننده و عدم تکرار تخلف است؛ سهم پوشش خطر راننده به حساب بیمه راننده واریز می شود و سهم عدم تکرار تخلف به حساب بیمه بخش آموزش و فرهنگ واریز می شود.
۱_۲: سرعت غیر مجاز
این جریمه برای پوشش خطر راننده، سایر افراد شهر و عدم تکرار تخلف می باشد.سهم پوشش راننده به حساب بیمه آنها و سهم سایر افراد شهر وارد یک حساب شده و بعد به حساب بیمه افراد شهر واریز می شود. سهم تکرار تخلف نیز به حساب بیمه بخش آموزش و فرهنگ واریز می شود.
۱-۳: تصادفات
پرداخت خسارت از محل بیمه راننده به صورت تسهیلات بوده که به حساب یارانه خسارت دیدگان واریز میشود.
۱-۴: سهم پلیس و راهنمایی و رانندگی
کارایی پلیس در کاهش جرایم وتخلفات است؛ بر اساس همین جریمه یا تشویق می شود؛ اینها هم جزء هزینه های فعالیت بوده و جریمه ها نباید به حساب درآمد بخش پلیس گذاشت.
۲- آلودگی کارخانه ها
کارخانه ها بابت آلودگیهایی که انجام می دهند جریمه میشوند؛ بخشی از این جریمه برای پوشش خطر مردم اطراف آن هست که به حساب بیمه آنها واریز شده و بخشی هم برای عدم تکرار تخلف است که به حساب بیمه آموزش، فرهنگ و بخشهای قضایی وارد می شود.
۴- جریمه گرانفروشی
اگر بخشی قیمتها را رعایت نکرد؛ پلکانی جریمه می شود؛ همچنین بخشی از این جرایم برای جبران ضرر به مشتریان داده می شود؛ بخشی هم به حساب تثبیت قیمتها و قضایی واریز می شود.
۵- جرایم عمومی
جرایمی مثل بی عفتی، بدحجابی،نقض مقررات و غیره اینها نیز بخشی به حساب بیمه فرد به عنوان ریسک بالا واریز شده و مسدود می شود؛ بخشی هم به حساب فرهنگ و ازدواج و سایر بخشهای ضعیف واریز می شود.
۶- جرایم بانکی
بر حسب ریسک افراد؛ شخص بیمه می شود؛ قسمتی از بیمه مسدود می شود؛ از این محل هزینه های خاص و قضایی بانک پرداخت می شود؛ همچنین در صورت لزوم از این محل تسهیلات پرداخت شده و وام تسویه می شود.
۷- میزان جریمه چقدر است؟
جریمه باید مقداری باشد که جبران زیانهای انجام شده و خطر ایجاد شده باشد؛ مثلا برای آلودگی یک کارخانه باید جریمه به تمام افرادیکه آسیب می بینند پرداخت شود؛ همچنین برای جبران خطر بقیه، حق بیمه پرداخت شود و مبلغی برای عدم تکرار تخلف دریافت شود.این مبالغ باید جبران کننده و پوشش دهنده خطر باشد.همچنین برای کارایی همه بخشها،باید مطابق با کارایی آنها جریمه یا تشویق شوند؛ اینها در بهای تمام شده لحاظ می شود.
ب: نظام یارانه ها
یارانه ها برای تقویت اشخاص حقوقی و حقیقی ضعیف جامعه هستند.چند نکته در این مورد بیان میشود.
۱- یارانه ها می تواند به حساب بیمه افراد واریز شده و از این محل برای نیازهای ضروری تسهیلات پرداخت کرد.همچنین بخش یارانه،جریمه و بیمه بخش مستقلی در اداره دارایی می باشند.
۲- منبع یارانه ها
۲-۱: از محل خمس و زکات
خمس و زکات بخشی از سود اشخاص حقیقی و حقوقی هستند که به بخشهایی ضعیف پرداخت می شود.این موارد به حساب یارانه بخشهای ضعیف و اشخاص کم درآمد از سید و غیر سید واریز می شود.
۲-۲: یارانه از محل موقوفات
موقوفات یا بصورت عام است که منافع آن به حساب مردم شهر یا کشور واریز میشود و یا خاص است که به حساب یارانه آن اشخاص یا بخشها واریز می شود.
۲-۳: کمکهای مردمی و دولت و حساب عمومی
کمکهای این بخشها هم ساماندهی شده و به حساب یارانه افراد مورد نظر واریز می شود. 
۲-۴: جریمه ها
جریمه ها به حساب یارانه و بیمه اشخاص واریز می شود.
۳- نحوه ی پرداخت یارانه ها چگونه است؟
۳-۱: تمام یارانه ها به حساب بیمه واریز می شود.
۳-۲: نظام بیمه باید اصلاح شود.حساب بیمه به عنوان سپرده افراد است.از این محل برای نیازهای ضروری به افراد تسهیلات داده می شود؛ همچنین از محل سپرده بیمه، اقساط تسهیلات پرداخت می شود.
در پایان باید گفت از محل کمکهای دولت و حساب عمومی، جریمه ها، خمس و زکات، موقوفات و کمکهای مردمی حساب یارانه ها تقویت می شود؛ همچنین یارانه ها به حساب بیمه واریز شده و از این محل تسهیلات ضروری پرداخت می شود.اینگونه نظام یارانه نیازهای ضروری اشخاص و بخشهای ضعیف جامعه را تامین می کند. 
 

تنظیم و کنترل قیمتها، نیازمند اصلاح ساختار اقتصادی


تنظیم و کنترل قیمتها، نیازمند اصلاح ساختار اقتصادی
در این نوشتار  مطالبی در مورد تنظیم و کنترل قیمتها بیان می شود.
الف_ تعیین قیمت کالاها و خدمات چه اهمیتی دارد؟
۱_بسیاری از مسایل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به تغییرات قیمتها ارتباط دارد.
۲_ کار اصلی قیمت، حفظ ارزش پول است.
ب_ قیمتها چگونه تعیین می شوند؟
۱_ قیمتها شامل مواد اولیه، هزینه اجاره و استهلاک، هزینه نیروی کار و دارایی نامشهود و سود می باشد.
۲_ تمام قیمتها بر اساس هزینه و سود استاندارد تعیین می شوند؛ دارایی های نامشهود مثل امتیاز تجاری نیز درصدی از سود می باشد.همچنین این استاندارد برای مواد اولیه و کالاهای خارجی نیز باید اجرا شود.
۳_ برای محاسبه نرخ تورم باید افزایش قیمت همه کالاها و خدمات محاسبه شود نه کالاهای اساسی، برای این منظور باید از طریق رگرسیون شیب خط افزایش قیمتها بدست آورد که این همان نرخ تورم است که باید لحاظ شود.همچنین اگر حساب عمومی پشتوانه پول باشد؛ با تورم حجم پول نیز باید اضافه شود از اینرو پول ارزشش حفظ شده و کاهش ارزش پول بی معنی میشود.
ج_ چه عواملی تنظیم قیمتها به هم میزند و راه اصلاح آن کدامست؟
۱_ نظام عرضه و تقاضا
مهمترین عامل در نوسانات قیمتها، تعیین قیمتها بر اساس نظام عرضه و تقاضاست.نظام رانتی و دلال بازی در کنار این مساله ایجاد می شود.
۲_ تولید پول بدون پشتوانه
پشتوانه پول باید تولید و حساب عمومی باشد.امروزه از طریق تسهیلات بانکها، پول جدید تولید می شود.برای اصلاح این روش و محدود کردن بانکها، بانک دریافت و پرداخت و بانک تسهیلات باید از هم جدا شود. همچنین مقدار سپرده ای که در تسهیلات وارد می شود باید مسدود شود.همچنین از طریق ایجاد سامانه داراییها و مسدود کردن آنها، باید وثیقه مناسب جهت بازگشت پول و گردش مناسب آن گرفته شود.
۳_ افزایش بی رویه هزینه ها
هزینه ها شامل مواد اولیه، دستمزدها و هزینه اجاره و استهلاک است.باید گفت قیمت مواد اولیه بر اساس میزان کمیابی و استفاده، بصورت نسبی قیمتگذاری می شود.با تعرفه و یارانه،این قیمتها باید تثبیت شود.همچنین هزینه نیروی کار باید بهینه شود؛ دولت نباید به هیچ بخشی نیروی کار تحمیل کند؛ این مساله نظام قیمتها و کارایی را به هم میزند.همچنین برای ایجاد عدالت و تقویت مولفه های اشتغال، از طریق یارانه ها به اشخاص و بخشهای ضعیف کمک شود.برای استهلاکات هم باید گفت هزینه استهلاک سرمایه، در هزینه ها باید قرار گیرد و این جدای از هزینه استهلاک واقعی است؛ اینگونه قیمتها بهینه و واقعی می شود.
۴_ نوسانات ارزی
وابسته بودن تولید و خدمات به واردات و نوسانات ارزی، باعث نوسانات قیمتی شدید می شود؛ برای حل این مشکل باید نرخ ارز بر اساس قدرت خرید واقعی تعیین شود.همچنین برای مدیریت بهینه دریافت و پرداخت ارز،می توان از سیاست تعرفه ارزی و یارانه استفاده کرد.همچنین قیمت تمام کالاهای داخلی و خارجی باید بصورت استاندارد یکسان تعیین شود.
۵_ تحریم ها
زمانیکه قیمتها بر اساس نظام عرضه و تقاضا باشد؛ شرایط تحریم تاثیر بیشتری بر روی قیمتها دارد؛ برای حل این مشکل باید قیمتها بصورت استاندارد تعیین شود.همچنین ارز باید بصورت بهینه برای موارد ضروری مصرف شود.همچنین در کوتاه مدت نیز  کشورهای دوست می توانند از  پول داخلی با پشتوانه همدیگر استفاده کرده و مبادلات کالا به کالا  انجام دهند.
همچنین در بلند مدت باید پول واحد جهانی با پشتوانه حساب عمومی جهانی باشد.
۶_ تبعیض قیمتها
دولت از طریق یارانه و معافیتهای مالیاتی باعث تبعیض بین قیمتها شده و نظام قیمتگذاری بهم میریزد؛ برای اصلاح این روش، یارانه فقط به اشخاص ضعیف و آنهم از طریق نظام بیمه پرداخت شود.همچنین مالیاتها هم باید فقط مالیات بر هزینه باشد که هم متناسب با هزینه های دولت بوده و هم وصولش راحتتر است.همچنین مالیات بر ارزش افزوده به علت دریافت مالیات مضاعف باعث ناکارایی و بی عدالتی میشود.
۷_ بورس
نوسانات قیمت سهام و ایجاد سودهای غیر واقعی، پتانسیل نوسانات قیمتی ایجاد می کند؛ از اینرو نظام بورس باید تغییر کند؛ بر اساس مبلغ و مدت سرمایه گذاری اشخاص، سود واقعی شرکتها پرداخت شود؛ همچنین سامانه اطلاعات بورس فقط برای انتخاب سهام مناسب باشد.
۸_ ضعف و ناکارآمدی دولت
۱_ وابسته بودن پول داخلی به طلا و ارز باعث نوسانات شدید پول می شود.در صورتیکه اگر حساب عمومی که شامل منابع طبیعی، زمینها، امتیازات و سایر موارد می باشد؛ پشتوانه پول قرار گیرد؛ تمام نیازهای جامعه و کسری بودجه های دولت را تامین می کند.
۲_دولت باید حساب عمومی را بخوبی مدیریت کند ؛ و هر جایی هم که نتوانست؛ مدیریت را به بخش خصوصی و مستقل واگذار کند؛ ولی مالکیت حساب عمومی را واگذار  نکند.اینگونه تمام مشکلات اقتصادی جامعه و دولت از طریق پول قدرتمند داخلی برطرف میشود.
د: با چه ابزارهایی می توان قیمتها را کنترل کرد
۱_ تمام قیمت کالا و خدمات داخلی و خارجی باید با استاندارد یکسان تعیین شود.این قیمتها در سامانه معین و رسمی به عموم اعلام  شود.
۲_ سامانه معاملات رسمی برای تمام بخشهای واقعی و مجازی بصورت آنلاین یا آفلاین توسط اداره دارایی کنترل شود و همین سامانه معیار هزینه ها و سود بخشهاست. همچنین اگر بخشی بخواهد میزان فروش و سود خود را کمتر نشان دهد؛ هزینه سرمایه اش هم کمتر می شود؛ از اینرو مالیات بر روی هزینه ها و سود؛ تا حدود زیادی جلوی سو استفاده و گرانفروشی را می گیرد.
۳_ هر بخشی که این قیمتها را رعایت نکند؛ در مرتبه اول جریمه شده و در مرحله بعد لغو امتیاز می شود.
در پایان باید گفت با کنترل و تنظیم قیمتها،کل ساختار اقتصادی و به دنبال آن ساختار سیاسی و فرهنگی اصلاح می شود.ولی برای رسیدن به این مهم باید کل ساختار اقتصادی و پیش زمینه های فکری آن اصلاح شود.
 

مطالبی در مورد امام زمان(ع)

نکاتی در مورد این مطلب
۱_ امام زمان ع برای ایجاد حکومت عدل جهانی می آید.همچنین شرط اصلی آمدن ایشان این استکه مردم دنیا به این خودآگاهی برسند که تنها برنامه های خداوند می تواند آنها را نجات داده و حداکثر مطلوبیت در دنیا و آخرت کسب کنند.
۲_ تمام دیکتاتوریها و حکومتهای ظالم از دل حرکتهای اصلاحی و رفرمیستی ایجاد شده که به انحراف رفته است.هیتلر برای نجات مردم آلمان از زیر یوغ استثمار ظهور کرد که این همه فجایع آفرید.امروزه هم نظام سرمایه داری مدعی عدالت و نجات انسانهاست،ولی در عمل تمام اینها به انحراف رفته و ظلم بزرگی به مردم و جوامع تحمیل می شود.
۳_ خداوند تمام زمینه های رشد و پیشرفت انسانها را فراهم کرده است فقط آنها باید بخواهند و در مسیر الهی حرکت کنند تا نتیجه بگیرند؛ همچنین ایجاد حکومت عدل جهانی که وعده خداوند است؛ نهایت فضل و رحمت الهی به انسانهاست،چون نظام دنیا به گونه ای استکه فقط با ایجاد حکومت عدل جهانی مطلوبیت همه افراد حداکثر میشود.
۴_ با ایجاد حکومت جهانی مقتدر،همه کشورها در صلح و امنیت بوده و نظامهای عادلانه بین آنها ایجاد شده و جنگها و خشونتها به حداقل می رسد.همچنین در بعد اقتصادی مدیریت جهانی مناسبتر است.جنگلها،کوهها،معادن،دریاها و بسیاری از امکانات طبیعی متعلق به حساب عمومی جهانی است؛ همچنین این حساب پشتوانه واحد پول جهانی بوده و همه کشورها می توانند از واحد پول جهانی استفاده کنند.از نظر فرهنگی نیز مدیریت جهانی باعث حفظ کرامت انسان و انسانیت در تمام عالم می شود.همچنین بیشتر فعالیت امام زمان و همراهان ایشان برای ایجاد حکومت جهانی، فرهنگی بوده و در صورت لزوم از گزینه نظامی استفاده می شود.
در پایان باید گفت ظهور امام زمان به این نیاز دارد که مردم به این خودآگاهی برسند و مطالبه جدی کنند و زمینه ظهور حضرت را فراهم کنند.همچنین فضل و رحمت خداوند باعث شده که همه ظلمها و شرها دفع شده و زمینه صلح و امنیت و آرامش برای انسانها فراهم شود.

آیا امتیازات سادات موجب تبعیض و بی عدالتی است؟

آیا امتیازات سادات موجب تبعیض و بی عدالتی است؟
در مورد مساله امتیازات سادات، سولات زیادی مطرح شده است؛ در این مورد چند نکته بطور مختصر و مفید بیان می شود.
الف:امتیازات سادات به موجب شخصیت حقوقی آنان
هر فردی در جامعه یک شخصیت حقیقی دارد و یک شخصیت حقوقی.همچنین کارهای خوب و بدی که انجام می دهد؛ اثرات فردی و  گروهی دارد.
برای مثال پدر و مادر الگوی بچه ها هستند؛ اگر خطا و اشتباهی انجام دهند؛ علاوه بر اثرات فردی بر روی فرزندان خود هم تاثیر بد دارند؛ همچنین اگر کار خوبی انجام دهند؛ بر روی فرزندان خود نیز تاثیر خوب دارند.
باید گفت اثرات حقوقی و گروهی کارهای ما بسیار بیشتر از اثرات فردی است؛ پدر و مادر، علما، کارمندان، معلمین، مسوولین و بسیاری از گروه های اجتماعی شخصیت حقوقی موثری دارند.
یکی از مهمترین چیزها برای سعادت دنیا و آخرت انسانها، دین می باشد؛ از اینرو کسانی که در تقویت و تخریب دین تاثیر دارند؛ شخصیت حقوقی بشدت قوی در جامعه دارند.شخص پیامبر الگوی جامعه است؛ اگر کوچکترین خطایی انجام دهد؛ بشدت از طرف خداوند مواخذه می شود.همچنین سخت ترین تهدیدها در قرآن، مربوط به عموی پیامبر است(تبت یدا ابی لهب وتب)همچنین پیامبر و امامان معصوم در مورد تخلف نزدیکانشان بشدت حساس بوده و برخورد می کردند؛چون آنها شخصیت حقوقی بسیار قوی داشته و بر دین و اعتقاد مردم تاثیر داشته اند.
باید گفت سادات چون منتسب به خاندان رسالت و دین هستند؛ شخصیت حقوقی قوی داشته و مردم از آنها تاثیر می پذیرند؛ از اینرو کارهای خوب و بد آنها هم به همین نسبت محاسبه می شود.
ب:آیا بین سادات و غیر سادات تبعیض مالی وجود دارد؟
۱_خمس بخشی از سود اشخاص حقیقی است؛ بخشی از خمس سهم حکومت اسلامی و بخشی هم سادات فقیر است.زکات بخشی از سود اشخاص حقوقی و شرکتهاست.زکات هم بخشی سهم حکومت و بخشی سهم افراد نیازمند است؛ باید گفت خمس و زکات هر دو وارد حساب یارانه ها می شود و برای اشخاص نیازمند مصرف شده و تبعیضی وجود ندارد.
۲_دریافت خمس از زکات راحتتر است؛ چون ساختار ساده ای دارد؛ ولی شناسایی خمس بسیار سخت تر از زکات است؛ برای همین بستگی به اعتقادات افراد دارد؛ سادات نیز هم سهم بیشتری در اعتقادات مردم و هم در خمس دارند.
۳_سادات به دلیل اینکه الگوی مردم هستند؛ تکلیف سنگین تری هم دارند؛ در نتیجه نیازهای آنان نیز از منابع قابل دسترستری باید وصول شود؛ از اینرو در صورت نیاز از این محل بهتر می توانند استفاده کنند.
ج_بررسی امتیازات سادات از نظر عدالت و حکمت خداوند
بر اساس عدالت خداوند؛ هر کسی که تکلیفش بیشتر است؛ حقش هم بیشتر است؛ امتیازات سادات بخاطر بار مسوولیت و شخصیت حقوقی آنان است.
از نظر حکمت خداوند؛ باید همیشه در جامعه افرادی باشند که دین را برای مردم تبیین کنند؛ سه عامل وراثت، تربیت و محیط در شخصیت افراد موثر است.
سادات از نظر وراثت و تربیت به دلیل سلسله مراتب موقعیت خوبی دارند؛ همچنین زمانیکه در جامعه برای آنها احترام و توجه قایل شوند؛ محیط هم برای رشد شخصیت آنها آماده شده و بهتر می توانند در رشد جامعه نقش داشته باشند؛ علاوه بر این، مردم با توجه و احترام به سادات،  هم خودشان رشد کرده و هم از رحمت بیشتر پروردگار و پیامبر رحمت و ائمه برخوردار می شوند.
در پایان باید گفت سادات جایگاه مهمی درهدایت جامعه دارند و اول خودشان باید قدر این جایگاه ویژه را بدانند و مردم نیز با احترام و توجه به سادات، زمینه رشد و جلب رحمت بیشتر پروردگار را فراهم کنند.

نظام آموزشی نیازمند اصلاحات بنیادین

نظام آموزشی  ما در مرحله قانونگذاری، اهداف، ساختار و مدیریت نیازمند اصلاحات اساسی است. در این نوشتار در مورد اصلاح این موارد، مطالبی به صورت مختصر و مفید ارائه می شود.

ادامه نوشته

قوانین مهریه نیازمند اصلاحات و بازنگری

در این نوشتار نکاتی در مورد آیه 4 سوره نساء در مورد مهریه بیان می شود.در ادامه مطالبی در مورد اصلاح ساختار مهریه در جهت ثبات و استحکام خانواده و کاهش آسیبهای نظام خانواده بیان می شود.

ادامه نوشته

بررسی معاملات بورس از نظر شرعی

یکی از سوالات مهم بسیاری از افراد این استکه آیا معاملات بورس از نظر شرعی صحیح است؟ در این نوشتار در مورد معاملات بورس از نظر شرعی و معایب بورس مطالبی بیان می شود در پایان نیز اصلاحات بورس و شیوه صحیح بورس در جهت حداکثر کردن کارایی، بهره وری و عدالت در جامعه بیان می شود.

ادامه نوشته

حفظ ارزش پول، نیازمند کنترل حجم نقدینگی

حفظ ارزش پول نیازمند کنترل حجم نقدینگی بوده  و کنترل حجم نقدینگی نیز نیازمند اصلاح ساختارهای اقتصادی و غیر اقتصادی می باشد.همچنین هرگونه اشتباه و ناکارآمدی در سیاستها، قوانین، اجرا و نظارت اثر خود را در افزایش بی رویه حجم نقدینگی و کم ارزش شدن پول نشان می دهد.در این نوشتار بطور مختصر و مفید در مورد اصلاح ساختارهای اقتصادی در جهت کنترل حجم نقدینگی و حفظ ارزش پول مطالبی بیان می شود.همچنین مشکلات و راهکارها با هم بیان می شود.

ابزارک تصویر

ادامه نوشته

تعیین قیمتها در نظام عرضه و تقاضا نابود کننده نظام اقتصادی

در نظام عرضه و تقاضا با افزایش تقاضا، قیمتها بالا رفته و با افزایش عرضه، قیمتها کاهش می یابد.تمام ساختارهای اقتصادی بر همین مبنای اشتباه بنا نهاده شده است. این قانون بر اساس مکتب مادی دئیسم و بر اساس منفعت طلبی اشخاص بنا نهاده شده و با تعریف علم اقتصاد که استفاده بهینه از امکانات محدود می باشد؛ مغایرت دارد.

امروزه به بهانه اینکه قیمتها قابل محاسبه نیستند؛ گفته می شود که قیمتها باید در نظام ظالمانه عرضه و تقاضا که کل اقتصاد را نابود می کند؛ تعیین شود.در صورتیکه مبنای تعیین قیمتها باید بر اساس هزینه های استاندارد و سود استاندارد باشد.در این نوشتار در مورد عوامل تعیین قیمت و چالشهای تعیین قیمت در نظام عرضه و تقاضا و راهکارهای حل آنها مطالبی به بیان ساده بیان می شود.

ابزارک تصویر

چرا با کاهش تورم، مردم احساس قدرت اقتصادی بیشتر نمی کنند؟

در زمان حاضر نرخ تورم در سطح پایینی بوده ولی مردم چندان احساس قدرت اقتصادی نمی کنند؛ مطالبی در این زمینه بیان می شود.

ادامه نوشته

عوارض آلایندگی حقی که هیچوقت سهم مردم نشد

یکی از مسایل مهم در مورد منطقه عسلویه و سایر مناطق آلاینده، نحوه تسهیم عوارض آلایندگی در این مناطق می باشد؛ در این نوشتار بطور مختصر و مفید و علمی مطالبی در این زمینه بیان می شود؛ امید استکه مورد استفاده قرار گیرد.

ادامه نوشته

سیاست افزایش قیمت حاملهای انرژی درست یا نادرست؟

الف: آیا افزایش قیمت بنزین اثر تورمی دارد؟

1-بر اساس نظام قیمتها،قیمتها بر اساس سه عامل قیمت مواد اولیه، هزینه استهلاک و اجاره و سود تعیین می شود.همچنین با افزایش قیمتهای استاندارد،هزینه و سود و درآمدها به همین نسبت افزایش یافته و ارزش پول نیز به همین نسبت کاهش می یابد.

2-زمانی که قیمتها به صورت استاندارد تعیین شده باشند؛  قیمت حاملهای انرژی اگر 10 درصد تغییر کند؛برای حفظ تعادل در اقتصاد، سایر قیمتها باید 10 درصد تغییر کند.همچنین در شرایط فعلی به علت اینکه قیمتها به صورت استاندارد تعیین نشده اند و دولت به صورت اجباری بعضی از قیمتها را کنترل می کند؛ این افزایش به صورت تدریجی و ناهماهنگ اتفاق افتاده که بخشها و مشاغل ضعیف چون نمی توانند این افزایش را در کالاها و خدمات خود داشته باشند؛ متضرر می شوند.

3- نرخ تورم در شرایط فعلی واقعی نیست. نرخ تورم واقعی از مقایسه قیمتهای فعلی و قیمتهای استاندارد در مدل رگرسیون بدست می آید. همچنین نرخ تورم اعلام شده، نوعی شاخص هزینه ای بوده که اطلاعات چندان مفیدی ندارد. برای داشتن اطلاعات مفید از شاخصهای هزینه، این شاخصها باید با هزینه های استاندارد مقایسه شده و هزینه های استاندارد نیز با درآمدهای فعلی و استاندارد مورد مقایسه گیرد؛ در اینصورت استکه می توان اطلاعات مفید و قابل استفاده ای بدست آورد.

ب: علت افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی چیست؟

1: افزایش سطح نقدینگی:

نقدینگی به علت ایجاد تسهیلات بدون پشتوانه توسط بانکها و افزایش هزینه های جاری دولت و سایر بخشها به شدت افزایش یافته است؛ از اینرو افزایش قیمت بنزین وسیله ای برای کاهش ارزش پول و نقدینگی می باشد. برای اصلاح این روند باید پشتوانه پول حساب عمومی باشد؛ در اینصورت می توان ذخایر مواد اولیه نیز که متعلق به حساب عمومی است؛ پشتوانه پول قرار داد. همچنین پرداخت تسهیلات توسط بانکها نیز باید بر اساس افزایش پشتوانه مالی معینی در حساب عمومی انجام شود.

 2-افزایش درآمدهای دولت

در شرایط فعلی دولت برای افزایش درآمدهای خود قیمت حاملهای انرژی را افزایش می دهد؛ در صورتیکه این درآمدها متعلق به حساب عمومی می باشد.

ج: آیا دولت به حاملهای انرژی یارانه می دهد؟

1-بخشی از یارانه ها از محل مالیاتها بوده و بخش دیگر نیز از محل مازاد سود بخشهای مختلف می باشد.

همچنین  سود حاصل از مواداولیه و حاملهای انرژی متعلق به حساب عمومی می باشد؛ دولت بخشی از این سود را به مردم و سایر اشخاص به عنوان یارانه داده و بخشی دیگر نیز به درآمدهای خود اضافه می کند؛ در صورتیکه این سود متعلق به حساب عمومی بوده و دولت نباید برداشت کند.

د:آیا افزایش قیمت حاملهای انرژی باعث کاهش قاچاق می شود؟

1- برای جلوگیری از قاچاق سوخت باید قیمت مواد اولیه و حاملهای انرژی به صورت استاندارد تعیین شده و بقیه قیمت ها نیز بر اساس آن تعیین شود. همچنین با استفاده از تعرفه ارزی و مدیریت دریافت و پرداخت ارز می توان از قاچاق سوخت جلوگیری کرد.همچنین با ایجاد پرداختهای عادلانه حساب عمومی و نظام یارانه ها، انگیزه قاچاق را کاهش دهیم.

2- دولت برای تعدیل قیمتهای داخل و خارج حاملهای انرژی، باید نرخ ارز را تعدیل کند.این مساله کمترین تاثیر منفی را در اقتصاد داخل دارد.همچنین  نرخ ارز وسیله تامین درآمد دولتها نبوده و برای جلوگیری از قاچاق کالا و ارز، باید بر روی ارز تعرفه قرار داد و به صورت مدیریت شده دریافت و پرداخت شود.

ه: آیا سیاست افزایش قیمت حاملهای انرژی و جرایم، باعث کاهش مصرف می شود؟

این سیاست به چند دلیل باعث کاهش مصرف نمی شود:

1- دولت این سیاستها را به منظور تامین درآمد انجام می دهد؛ از اینرو برای کسب درآمد بیشتر به افزایش مصرف دامن می زند.در صورتیکه بخشی از جریمه ها، متعلق به دستگاه مربوطه بوده و بخشی بابت پیشگیری از جرم متعلق به حساب عمومی می باشد.بخشی هم بابت افزایش خطربه حق بیمه شخص پرخطراضافه می شود.همچنین سود حاصل از حاملهای انرژی و مواد اولیه متعلق به حساب عمومی است.

2- به علت اثرات تورمی که این سیاست دارد؛ در بلند مدت درآمدهای دولت نیز افزایش واقعی چندانی نخواهد داشت و باز هم دولت مجبور است که سطح مصرف را کاهش ندهد.

ر:برای کاهش مصرف سوخت و ترافیک چکار کنیم؟

1-اولویت سوخت خودروها باید انرژی برق بوده و خودروهای برقی و نیمه برقی –بنزینی –گازی جایگزین خودروهای فعلی شود. همچنین اولویت حمل و نقل باید حمل و نقل خودروهای عمومی برقی و گازی باشد.

2- برای هر خودرو باید از طریق کارت سوخت محدودیت سوختی قائل شد و مصرف بالاتر از حد استاندارد جریمه شود. همچنین برای کاهش تصادفات، نظام بیمه ای باید اصلاح شده و بیمه مانند تسهلات بانکی شده که خسارتها به صورت تسهیلات پرداخت شده و این تسهیلات از محل اقساط بیمه و سود آن بازپرداخت شود. اینگونه اثر بازدارندگی درجرایم و حمل و نقلهای غیر ضروری دارد.

3- برای کاهش ترافیک و استفاده بیشتر از خوردهای عمومی، می توان خیابانها را تقسیم بندی کرد. همچنین برای خودروهای شخصی سختگیری باید زیاد شده و گواهینامه،معاینه فنی خودرو،پارکینگ اختصاصی و عمومی کنترل شده و استفاده از آنها برای مواقع ضروری باشد.

4--برای کاهش ترافیک، بهتر است نظام اشتغال اصلاح شود. برای این منظورمولفه های اشتغال مثل مولفه درآمدی وسلامت روحی و جسمی جایگزین شود؛ بهترین جایگزین مولفه درآمدی، ایجاد حساب عمومی عادلانه و نظام یارانه ها می باشد.همچنین برای کاهش ترافیک بهتر است؛ ساعت شروع و خاتمه مشاغل از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار باشد. همچنین با گسترش دولت الکترونیک بسیاری از خدمات آموزشی،اداری،بانکی،بیمه ای،شهرداری،دادگاه،خرید و فروش و درمانی  به صورت الکترونیک شده و از مسافرتهای بی مورد شهری و بین شهری کاسته می شود.

در پایان باید گفت که افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی کار اشتباهی بوده و به جای آن باید قیمتها به صورت استاندارد تعیین شود.همچنین نرخ ارز و نرخ تورم و سطح درآمدها و هزینه ها نیز بر اساس قیمتهای استاندارد تعیین شود.برای کاهش قاچاق می توان از سیاست تعرفه ارزی و مدیریت ارزی استفاده کرد.برای کاهش مصرف سوخت از یکطرف باید خیابانها را تقسیم بندی کرد و خودرهای عمومی برقی و گازی را جایگزین خودروهای شخصی کرد و از طرف دیگر با ایجاد دولت الکترونیک بسیاری از رفت و آمدهای غیر ضروری را کاهش داد.

خمس و زکات معجزه اقتصادی قرآن و راهگشای مشکلات اقتصادی کشور

خمس و زکات از معجزات اقتصادی قرآن می باشند؛ اما به دلایل متعددی مهجور و ناشناخته مانده اند؛ این مطالب بر اساس اصول اقتصادی و حسابداری به طور مختصر و مفید نوشته شده و شامل دو بخش است؛ یک بخش خمس منفعت کسب در قالب فرمول بیان شده و بخش دوم پاسخ به سوالات و ابهاماتی در مورد خمس و زکات می باشد.

فرمول خمس منفعت کسب:

هر فرد باید دو حساب خمسی و غیر خمسی داشته باشد:

منفعت مشمول خمس= مانده درآمد حاصل از فعالیت و سود آن+ ملزومات مصرف نشده (به ارزش جاری)+ دارایی و هزینه غیر ضروری از محل درآمد

منفعت مشمول خمس*20%=خمس

حساب غیر خمسی= مانده مهریه+دیه+ارث+هدیه+وام ضروری+قرض+جایزه+ سایردریافتیهای غیر از فعالیت کسب و کار

توضیحاتی در مورد فرمول خمس:

خمس مربوط به سود حاصل از فعالیت کسب و کار می باشد.از اینرو برای محاسبه آن، فقط درآمدهای حاصل از کسب و کار و هزینه های پرداخت شده از این محل مورد محاسبه قرار می گیرد.در این مورد نکاتی بیان می شود.

الف- درآمدها:

1-منظور از درآمد، درآمد حاصل از فعالیت کسب و کار و سود ناشی از سرمایه گذاری آن در پایان دوره می باشد.همچنین سایر درآمدها مثل یارانه ها، جایزه، قرض، هدیه، مهریه، دیه، وام، ارث و غیره که ناشی از فعالیت کسب و کار نیست؛ مشمول خمس نمی باشد.همچنین منظور از درآمد، درآمد شخص حقیقی بوده و درآمد اشخاص حقوقی شامل  نمی شود.

2- برای هر شخصی که دارای کسب و کار می باشد؛ سال خمسی در نظر گرفته می شود و  معمولا دوره آن یکساله می باشد؛ ولی اگرشخصی سالهای قبل از آن نیز خمس پرداخت نمی کرده است؛ دوره محاسبه شده شامل همه آن دوره ها نیز می باشد.

3- برای پرداخت خمس، ملاک تحقق درآمد نیست؛ بلکه درآمد باید وصول شده باشد یا اینکه براحتی قابل وصول باشد. همچنین درآمد نمی تواند با دست به دست شدن بین افراد از خمس معاف شده و هر فریبکاری برای کم نشان دادن درآمد یا زیاد نشان دادن هزینه ها در پایان دوره قابل قبول نبوده و نباید مورد محاسبه قرار گیرد.

ب- هزینه ها

1-بر اساس اصول حسابداری، هزینه های قابل قبول دو شرط دارند؛ اول اینکه محقق شده باشند؛ دوم اینکه ضرورت داشته باشند. این ضرورت یا مربوط به هزینه کننده است که اصطلاحا عرف شخص می گویند  یا مربوط به هزینه شونده است.از اینرو بخشش، قرض دادن و سایر هزینه ها زمانی به عنوان هزینه قابل قبول استکه ضرورت هزینه کننده یا هزینه شونده باشد در غیر اینصورت اگر از محل درآمد، هزینه شوند؛ شامل خمس می شوند.

2-وامهایی که گرفته می شود؛ اگر صرف امور ضروری شود؛ اقساط پرداختی، هزینه ضروری می باشد؛ در غیر اینصورت به عنوان هزینه های غیر ضروری بوده و مشمول خمس می باشد.همچنین قرضهایی که دیگران بر می گردانند اگر از محل درآمدها باشند؛ شامل خمس می باشد.

3- منظور از ملزومات، تمام اقلام قابل مصرف خانوار مثل مواد خوراکی، بهداشتی و سایر موارد می باشد که از محل درآمد تهیه شده باشد. مانده ملزومات در پایان دوره شامل خمس می باشد.

4-مدیریت هزینه ها جهت کاهش سود و خمس:

می توان با مدیریت هزینه ها و درآمدها مقدار سود و خمس را کاهش داد؛ نمونه هایی بیان می شود.

4-1: می توان درآمد مازاد ماهانه و یا سالانه به حساب مهریه که هزینه ضروری است واریز کنیم.

4-2:برای ایجاد دارایی خودرو، مسکن و غیره برای خودمان، فرزندان یا سایر افراد در حال یا آینده می توان بنام آنها در همان بیمه خاص سرمایه گذاری کرد. اینگونه هم تحقق هزینه صورت گرفته است و هم هزینه ضروری می باشد. همچنین اگر حق بیمه ها صرف دارایی ضروری نشود و یا اینکه مثل بیمه عمر منافعش به ما بر گردد و این حق بیمه ها از محل درآمد حاصل از کسب و کار باشد؛ شامل خمس می شود.

ادامه نوشته

آیین مراسم حسینی نیازمند اصلاحات و بازنگری

 

آیین مراسم حسینی نیازمند اصلاحات و بازنگری

هدف از قیام امام حسین(ع)  اصلاح دین جد و پدرش و امر به معروف و نهی از منکر بود؛ اهمیت نهضت امام حسین(ع) در این است که ایشان اصلاحات بنیادین و اصلاح از بالا تا پایین را محور کار خود قرار داد.همچنین قیام ایشان در راستای امر به معروف و نهی از منکر بوده که تمام واجبات و مستحبات دینی بر این پایه استوار است.برپایی مراسم حسینی در راستای زنده نگه داشتن روحیه اصلاح طلبی در جامعه و امر به معروف و نهی از منکر است.در اینجا باید گفت شوربختانه مراسمهای حسینی دچار انحرافاتی شده و این محور اصلی دچار فراموشی شده است.در این نوشتار بطور مختصر و مفید انحرافات این مراسمها بیان شده و راهکار اصلاح آن نیز بیان می شود.

الف:برگزاری مراسم در حسینیه ها و مساجد

امروزه مساجد و حسینیه های بسیاری در سطح شهرستان مراسمهای حسینی برگزار می کنند؛ که بعضا بسیار خلوت بوده و استقبال چندانی نیز نمی شوند؛ برای اصلاح این مساله چند مطلب بیان می شود.

1-امروزه مسجد و حسینیه به اندازه کافی بوده و نیاز به ساخت هیچ مسجد و حسینیه جدیدی وجود ندارد.می توان برای فعال شدن مساجد که محور تمام فعالیتهای اسلامی است؛ به جای حسینیه از آنها استفاده کرد؛ همانطور که در بسیاری از شهرها اینکار را انجام می دهند.

2-خیرین حسینیه ساز به جای ساخت حسینیه و مسجد جدید بهتر است سرمایه های ساخت را در جهت ایجاد صندوقهای قرض الحسنه جهت نیازمندان در مساجد و سایر مسایل ضروری صرف کنند.

3-جهت با کیفیت برگزار شدن مراسمها و استقبال بیشتر مردم بهتر است مراسمها به صورت متمرکزتر بوده و جهت بهتر برگزار شدن مراسم برنامه ریزی معین و منظمی وجود داشته باشد.

4-مساجد و حسینیه ها باید متولی داشته باشد؛ همچنین کارهای فرهنگی این افراد به عنوان شغل بوده و به امور فرهنگی و مدیریت این سرمایه های مادی و معنوی بهای بیشتری داده شود. همچنین بودجه این اماکن باید شفاف شده و در صورت نیاز کمکهای لازم از طرف دولت انجام گیرد.

ب-جلسات سخنرانی و تعزیه ها

اصل نهضت امام حسین(ع) در جهت اصلاحات بنیادین در جامعه بوده و امروزه نیز ما بخش کوچکی از اسلام را توانسته ایم؛ عملیاتی کنیم؛ از اینرو وظیفه بزرگ ادامه دهندگان این مسیر این استکه انحرافات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را گوشزد کرده و مردم را آگاه کنند. همچنین سخنرانان باید گزینش شده و از نظر علمی باید کاملا آماده بوده و پاسخگوی شبهات موجود نیز باشند. برای اصلاح این مساله نکاتی بیان می شود.

1-سخنرانان مراسم حسینی باید از عوامگرایی و سطحی نگری پرهیز کرده و به عنوان مصلح اجتماعی برای مردم مسایل دین و جامعه را به درستی تبیین کنند. همچنین باید وضعیت قیام حسینی را با شرایط امروز جامعه تطبیق داده و مسیر حق و باطل را در تمام حوزه ها تبیین کرده و بصیرت مروم را افزایش دهند.

2-امروزه مراسم تعزیه متعددی در سطح شهرستان برگزار می شود که با توجه به هزینه های بسیاری که برای آنها می شود کارکرد موثری نیز ندارند؛ برای اصلاح این مساله ابتدا تعزیه ها باید محدود و متمرکز شوند. همچنین اشعار این تعزیه ها باید هماهنگ و بروز شده و مطالب خرافی، غیر واقعی و غیر ضروری در آنها حذف شود.هدف این مراسم بیشتر آگاه سازی مردم بوده و تاکید بیشتری روی جمله های اثر گذار شده و نقش حماسی آن بیشتر شود.

3-میزان پرداختی به واعظان، مداحان، خدمتگذاران و بازیگران تعزیه و سایر موارد کاملا باید شفاف بوده و بر اساس اصول دینی باشد.قیمتهای تعیین شده باید استاندارد باشند؛ در غیر اینصورت این مساله عادلانه نبوده و با نهضت حسینی در تعارض می باشد. از اینرو باید در برگزاری مراسمهای حسینی شفافیت مالی وجود داشته باشد در غیر اینصورت با اصل دین در تعارض بوده و کارکرد موثری نخوهد داشت.

ج:نحوه پذیرایی در مراسمهای حسینی

در دهه اول محرم پذیرایی بسیاری از طرف مردم انجام می شود که بیشتر با نیت هایی خوبی می باشد؛ ولی شیوه عمل بعضا اشتباه بوده و موجب اسراف و حتی تبذیر شده که با اهداف بلند نهضت حسینی مغایر بوده و باید اصلاح شود.برای اصلاح این مساله چند نکته بیان می شود.

1-معمولا در پذیرایی ها از سفره یکبار مصرف، ظروف یکبار مصرف، نوشابه و آب سرد و غیره استفاده شده که این موارد برای سلامتی مضر می باشد.برای اصلاح این روش بهتر است مکانهای معینی برای پذیرایی معرفی شده که افراد به آنجا مراجعه کنند. افراد یا حضوری پذیرایی شده و یا غذا در ظرف کرده و به خانه می ببرند. همچنین می توان از روشهای جدیدی مثل دادن ژتون و ثبت نام سیستمی نیز استفاده کرد.

2-معمولا در اول صبح و عصر و سایر وقتها کنار خیابانها پذیرایی زیادی انجام می شود این موارد غیر از اینکه چندان بهداشتی و اصولی نمی باشد؛ هزینه های بسیاری نیز صرف آن می شود. برای اصلاح این روش بهتر است؛ مکانهای معینی از طرف شهرداری و با نظارت شهرداری معین شود که کار پذارایی را انجام دهد. همچنین مردم می توانند نذورات و مبالغ خود را به این مکانها تحویل دهند.

3-معمولا در ماه محرم و صفر مجالس خانگی بسیاری برای حضرت رقیه(ع) و سایر بزرگواران گرفته می شود؛ در این باره نیز باید روشنگری شود که نذورات تنها به برپایی مراسم و پذایرایی نیست بلکه به نیت امام حسین(ع) یا حضرت رقیه و سایرین ما می توانیم به یتیمان و مستمندان کمک کرده و یا اینکه جهیزیه افراد نیازمند تهیه کنیم. اتفاقا این مساله ارزش بسیار بالاتری داشته و آفت ریا و سایر موارد نیز ندارد.

د:دهه محرم و صفر و پوشیدن لباس تیره و سیاه

گریه کردن بر امام حسین(ع) و عزادار شدن برای این استکه روح ما همراه با امام حسین و اهداف بلند ایشان شده و در خودمان و جامعه اصلاحات ایجاد کنیم. همچنین قیام امام حسین(ع) برای احیای دین بوده و هدف دین نیز حداکثر کردن مطلوبیت حال و آینده همه افراد جامعه است.از اینرو هر گونه استفاده نامطلوب از این مساله مغایر با نهضت امام حسین(ع) می باشد. در این موردچند نکته بیان می شود.

1-گریه و خنده هر دو برای ایجاد مطلوبیت در انسان می باشد.از اینرو گریه کردن و عزادار بودن برای امام حسین(ع) در روزهای خاصی بوده و در جهت همراه شدن با امام حسین(ع) است. از اینرو در زمان برگزاری مراسم، صدا، روشنایی، تعامل با مردم و سایر موارد باید نهایت دقت را داشت که حقوق همه مردم رعایت شود.

2- پوشیدن لباس تیره نیز در زمانهای خاص و در جاهای خاص و به صورت محدود می باشد. رنگها بر روان انسان تاثیر می گذارند؛ ولی این تاثیر نیز در کوتاه مدت نمی باشد. از اینرو در پوشیدن لباس های تیره بخصوص از طرف زنان باید دقت شده و نباید افراط شود و اولویتهای زندگی زناشویی رعایت شود.

در پایان باید گفت که نهضت امام حسین(ع) وابسته به هیچ حزب، دسته و گروه و حتی هیچ حکومتی نبوده و این نهضت و رهروان راستین این نهضت همیشه در سعی و تلاشند که خود و جامعه خود را اصلاح کرده و آگاهی و بصیرت لازم را به جامعه بدهند.

تعیین قیمتها در نظام عرضه و تقاضا نابود کننده نظام اقتصادی

تعیین قیمتها در نظام عرضه و تقاضا نابود کننده نظام اقتصادی

در نظام عرضه و تقاضا با افزایش تقاضا، قیمتها بالا رفته و با افزایش عرضه، قیمتها کاهش می یابد.تمام ساختارهای اقتصادی بر همین مبنای اشتباه بنا نهاده شده است. این قانون بر اساس مکتب مادی دئیسم و بر اساس منفعت طلبی اشخاص بنا نهاده شده و با تعریف علم اقتصاد که استفاده بهینه از امکانات محدود می باشد؛ مغایرت دارد.

امروزه به بهانه اینکه قیمتها قابل محاسبه نیستند؛ گفته می شود که قیمتها باید در نظام ظالمانه عرضه و تقاضا که کل اقتصاد را نابود می کند؛ تعیین شود.در صورتیکه مبنای تعیین قیمتها باید بر اساس هزینه های استاندارد و سود استاندارد باشد.در این نوشتار در مورد عوامل تعیین قیمت و چالشهای تعیین قیمت در نظام عرضه و تقاضا و راهکارهای حل آنها مطالبی به بیان ساده بیان می شود.

الف:عوامل تشکیل دهنده قیمت کالاها و خدمات

برای تعیین قیمت کالا و خدمات باید قیمت مواد اولیه، زمین،هزینه استهلاک و اجاره و هزینه نیروی کار مشخص شود.در این مورد چند نکته بیان می شود.

الف1-قیمت مواد اولیه

1-قیمت مواد اولیه به اندازه سود استاندارد بهای تمام شده آن می باشد.این مبلغ مواد اولیه سهم حساب عمومی می باشد.همچنین به دلیل پیش بینی کاهش آنها در آینده یا تغییرات قیمتهای جهانی، برای تثبیت قیمت آن مالیاتی قرار داده که در حساب عمومی ذخیره می شود.

2-امروزه برای جذب نقدینگی مازادی که در جامعه وجود دارد؛ بهتر است از این نوع مالیات استفاده شده که به نفع حساب عمومی و عموم مردم می باشد.

الف2:قیمت زمین

1-قیمت زمین نیز مثل مواد اولیه بوده و به اندازه سود استاندارد بهای تمام شده بوده و حداقل مقدار معینی از زمین که در بخشهای مسکونی،کشاورزی،صنعتی،اداری و تجارت برای ایجاد مطلوبیت مورد نیاز است؛مورد محاسبه قرارمی گیرد. البته حق استفاده از زمین و قیمت زمین از هم جدا نبوده و به عنوان حق سرقفلی به عنوان درصدی از سود محاسبه می شود.

2-اصل زمین متعلق به حساب عمومی بوده وباید اجاره به حساب عمومی داده شود؛ همچنین مابه التفاوت حق سرقفلی از سود واقعی و استاندارد متعلق به فروشنده می باشد. همچنین در صورت عدم استفاده مطلوب از زمین، شخص جریمه شده و حق استفاده از زمین به شخص دیگری داده می شود.

الف3: هزینه اجاره و استهلاک

هزینه اجاره و استهلاک بر اساس دوره استاندارد بازگشت سرمایه محاسبه می شود؛ ولی امروزه به درستی محاسبه نشده و استهلاک سرمایه با استهلاک فیزیکی اشتباه گرفته شده و در اسناد مالی لحاظ نمی شود؛ در صورتیکه استهلاک فیزیکی نیز به استهلاکات اضافه می شود.همچنین عدم محاسبه صحیح استهلاکات باعث می شود که واحدهای مختلف قیمتشان واقعی نبوده و همیشه مشکل نقدینگی داشته باشند.

الف4: هزینه دستمزد

هزینه دستمزد شامل حقوق پایه وحق جذب و فوق العاده ها و پاداشها می باشند.چند نکته در این زمینه بیان می شود.

1-حقوق پایه:برای پوشش حداقل هزینه های نیروی کار مثل غذا،پوشاک، مسکن، رفاهی، درمان و ذخیره احتیاطی است.

2- حق جذب:برای جبران سختی کار بوده که درصدی از حقوق پایه است.شامل حق مدیریت، نیاز فنی و آموزشی، سختی بدنی، سختی محیطی، سختی شرایط و غیره است.

3-فوق العاده ها: برای جبران سختی های ناگزیرشغل می باشد. مثل کمک هزینه اولاد و عائله مندی، دوری از خانواده، کارشبانه یا روزهای تعطیل، دوری از امکانات زندگی، بیمه کارفرما(جبران هزینه های آتی)، فوق العاده رفاهی برای حفظ روحیه و مطلوبیت، حفظ ایمنی در کار مثل لباس و ایمنی کار و غیره

4-پاداشها

سود به نسبت هزینه باید تسهیم شود؛ سهم سود نیروی کار نیز به صورت علی الحساب و قطعی در قالب اضافه کاری،کارانه،بهره وری، پاداش و غیره باید پرداخت شود.

الف5:نحوه قیمتگذاری بر روی کالاها و خدمات

1-ابتدا قیمت مواد اولیه،زمین،هزینه اجاره و استهلاک،هزینه دستمزد و سود استاندارد تعیین می شود.

2- مبنای هزینه برای نیروی انسانی و سرمایه(ماشین آلات) ساعات استاندارد فعالیت آنهاست. همچنین برای تسهیم هزینه های فروش بر روی کالاها و خدمات، مبنا، هزینه سرمایه آنهاست.بر این اساس بابت هزینه هایی که به صورت استاندارد انجام می شود؛ درصدی به قیمت اصلی کالا اضافه می شود.این درصد در بخشهای مختلف متفاوت است.

3- کالاهای مفیدی مثل کالاهای هنری،آموزشی و غیره که منفعت عمومی داشته و بازار مناسبی برای فروش ندارد؛ بهتر است از طریق دولتها خریداری شده و با قیمت مناسب به مردم ارائه شود و مابه التفاوت قیمت آن نیز از طریق یارانه ها تامین می شود.

داراییهای نامشهود نیز متعلق به حساب عمومی بوده و بر اساس درصد معینی از سود همان بخش قابل محاسبه می باشد.

ب: تاثیر تعیین قیمت در نظام عرضه و تقاضا در بخشهای مختلف

الف:نظام اقتصادی

این نوسان قیمتها در نظام اقتصادی چند تاثیر مهم می گذارد که به آنها اشاره می شود.

1:اختلال در نظام پولی

قیمتها در اصل نگهدارنده ارزش پول می باشند؛ بالا رفتن قیمتها به معنای کم ارزش شدن پول می باشد. همچنین امروزه نرخ تورم به درستی محاسبه نشده و در اصل مقایسه هزینه ای است؛ برای محاسبه تورم واقعی باید قیمت همه کالاها و خدمات از طریق مدل رگرسیون مقایسه شود. همچنین پول بدهی دولت نیز می باشد؛ در شرایط افزایش حجم نقدینگی، دولتها می خواهند با کاهش ارزش پول، حجم واقعی پول را کمتر کنند؛ از اینرو دولتها امانتدار خوبی برای حفظ ارزش پول نیستند و پول باید در اختیار حساب عمومی قرار گیرد.و در صورت کاهش ارزش پول، حساب عمومی باید ارزش پول را حفظ کرده و مابه التفاوت آنرا به صاحبان پول بدهد.

2-اختلال در نظام بانکی

نظام بانکی زمانی که به سمت بنگاه داری برود؛ برای حداکثر کردن سودش، تقاضا را برای ایجاد نقدینگی بیشتر می کند؛ بخصوص اینکه ایجاد نقدینگی در دست آنها می باشد. از اینرو عامل اصلی بسیاری از آشفتگیهای اقتصادی نظام بانکی می باشد. برای حل این مشکل باید بانک دریافت و پرداخت از بانک تسهیلات جدا شده وپرداخت تسهیلات توسط بانک تخصصی و با نظارت دولت انجام شود؛ همچنین از طریق مسدود کردن اعتبار داراییها در سامانه اداره دارایی وثیقه لازم تسهیلات گرفته شود.

3-اختلال در نظام ارزی و بخشهای حساس

بخش مواد اولیه،هزینه های دستمزد و بخش ارزی از حساسترین بخشهای اقتصاد هستند که تغییرات قیمتی آنها موجهای شتابنده ای به صورت پیاپی در اقتصاد ایجاد کرده که کل اقتصاد را به نابودی می کشاند.برای حل این مشکل، قیمت مواد اولیه و دستمزدها نباید تغییر کند. همچنین نرخ ارز نیز برای مواد اولیه و واسطه باید به صورت قیمت واقعی ارز بوده و برای محصولات نهایی غیر سرمایه ای می توان مالیات ارزی دریافت کرد. همچنین می توان  با استفاده از ریال تضمین شده در معامله با سایر کشورها و قرار دادن حساب عمومی به عنوان پشتوانه پول و ایجاد مالیات ارزی، تقاضای ارز را کاهش داد.همچنین با ایجاد مراکز مستقل  و قراردادن تعرفه و خرید کالاهای وارداتی و صادراتی با قیمت استاندارد توسط دولت، می توان از ابتدا تا انتها بر ارز نظارت کرده و عرضه و تقاضای ارز را مدیریت کرد.

4-اختلال در نظام اشتغال

1-نظام اشتغال به دنبال کارایی و عدالت می باشد.اشتغال نامناسب موجب افزایش هزینه ها و قیمتها می شود؛ همچنین افزایش قیمتها نیز بسیاری از مشاغل مفید را از بین می برد.برای حل این مشکل، نظام اشتغال باید اصلاح شده و ایجاد شغل فقط در جهت کارایی و بهره وری بوده و سایر مولفه های شغل مثل هنجارهای اجتماعی،سلامت جسمی و روانی و سایر موارد از طریق بخش ورزش، فرهنگی، تفریحی،علمی و آزمایشگاهی تقویت شده و مولفه درآمدی نیز از طریق توزیع درآمد از طریق حساب عمومی تقویت شود.

2-امروزه دولت از محل حساب عمومی به کالاهای اساسی،آموزش، بهداشت، تولید و سایر موارد یارانه های آشکار و پنهان زیادی پرداخت می کند؛ این یارانه ها در نظام قیمتها و اشتغال اختلال ایجاد کرده و موجب ناکارآیی و بی عدالتی در آنها شده است.برای اصلاح این روند، یارانه ها باید از محل مالیاتها و حق الامتیاز اشخاص حقیقی و حقوقی در حساب عمومی(که شامل خمس و زکات نیز می شود) و کمکهای مردمی پرداخت شود.و این یارانه ها به صورت موردی به اشخاص نیازمند پرداخت شود.

ب:نظام سیاسی

اختلال در نظام عرضه و تقاضا و آسیب پذیری نظام سیاسی

عدم ثبات قیمتها موجب احتکار و گرانفروشی و هرج و مرج در بازار و معاملات شده و سرمایه اعتماد عمومی را از بین برده  و نظام سیاسی را آسیب پذیر می کند؛ با تعیین قیمتها می توان بسیاری از بخشهای دولتی را به بخش مستقل و خصوصی واگذار کرد و با ایجاد دولت الکترونیک و نظارت مردمی نظارت مناسبی را بر قیمتها انجام داد. از اینروابتدا قیمتها باید در وزارت اقتصاد  و دارایی به صورت تخصصی تعیین شده و از طریق ابزار های حق الامتیاز و جرایم سنگین کنترل شوند.همچنین با استفاده از صندوقهای فروش و ثبت سفارش، خرید و فروش بر اساس شماره ملی می توان بر میزان خرید؛ فروش، مالیات و مبلغ کالاها و خدمات نظارت کرد.همچنین فاکتورها نیز پس از تایید اداره دارایی در این سامانه مورد استفاده بخشهای مختلف قرار می گیرد.

ج:مسایل فرهنگی

افزایش تبعیض و بی عدالتی و ناهنجاری های اجتماعی

افزایش قیمتها به صورت ناعادلانه، موجب تجمع ثروت برای صاحبان داراییها می شود؛این مساله از طرفی انگیزه تلاش بیشتر جهت کسب ثروت مشروع را از بین می برد؛ واز طرف دیگر نیز موجب فقیر شدن اکثریت جامعه و گسترش فساد و ناهنجاری های اجتماعی می شود؛ برای حل این مشکل باید قیمتها تثبیت شده و توزیع درآمد نیز از طریق حساب عمومی انجام شود؛ همچنین از طریق این حساب، داراییهای ضروری برای افراد نیازمند و کسانی که می خواهند؛ ازدواج کنند؛ فراهم شود. همچنین این داراییها متعلق به حساب عمومی بوده و این افراد باید هزینه اجاره آنرا بپردازند.

در پایان باید گفت با تعیین قیمتها به صورت استاندارد بسیاری از مشکلات اقتصادی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برطرف شده که این مهم نیاز به تغییر نگرش مسوولین نسبت به نحوه تعیین قیمتها دارد.

 

حفظ ارزش پول، نیازمند کنترل حجم نقدینگی

 

حفظ ارزش پول، نیازمند کنترل حجم نقدینگی

حفظ ارزش پول نیازمند کنترل حجم نقدینگی بوده  و کنترل حجم نقدینگی نیز نیازمند اصلاح ساختارهای اقتصادی و غیر اقتصادی می باشد.همچنین هرگونه اشتباه و ناکارآمدی در سیاستها، قوانین، اجرا و نظارت اثر خود را در افزایش بی رویه حجم نقدینگی و کم ارزش شدن پول نشان می دهد.در این نوشتار بطور مختصر و مفید در مورد اصلاح ساختارهای اقتصادی در جهت کنترل حجم نقدینگی و حفظ ارزش پول مطالبی بیان می شود.همچنین مشکلات و راهکارها با هم بیان می شود.

عوامل افزایش حجم نقدینگی و راه های اصلاح آن:

افزایش حجم نقدینگی در دو قسمت تقاضا و عرضه نقدینگی اتفاق می افتد که عوامل آن بیان می شود.

الف- افزایش در قسمت تقاضای نقدینگی

الف1: افزایش قیمتها

اگر افزایش همه قیمتها به یک نسبت اتفاق بیافتد؛ نرخ تورم نیز به همین نسبت افزایش یافته و به همین نسبت ارزش پول و حجم نقدینگی واقعی نیز کاهش می یابد.این حالت به نفع دولت بوده و نقدینگی که بدهی دولتهاست؛ کاهش می یابد.همچنین افزایش قیمتها باعث افزایش تقاضا برای نقدینگی نیز می شود.

در حالت دوم اگر قیمتها بصورت ناهماهنگ افزایش یابد؛ نرخ تورم کمتر از نرخ بازده بعضی از داراییها شده و دولت و صاحبان داراییها از این افزایش قیمتها نفع برده و اکثریت مردم فقیر متضرر می شوند.

اصلاحات:

1-برای اصلاح این روش باید گفت که در اقتصاد همه قیمتها باید به صورت استاندارد تعیین شوند همچنین در زمان کاهش ارزش پول، باید ارزش واقعی پول مثل سایر داراییها پرداخت شود. از اینرو دولتها نمی تتوانند حافظ خوبی برای نقدینگی بوده و نقدینگی باید به حساب عمومی که صاحب آن است؛ سپرده شود.

2-تعیین قیمت ها به صورت عرضه و تقاضا اشتباه بوده و باید قیمتها به صورت استاندارد محاسبه شوند؛ همچنین نحوه محاسبه نرخ تورم اشتباه بوده و بهتر است از طریق مدل رگرسیون، شیب افزایش همه قیمتها به دست آید.همچنین برای کنترل تورم روانی، باید قیمتها به صورت استاندارد تعیین شده و مردم از اصل و سود حساب عمومی منتفع شوند. که بخش زیادی از این نقدینگی راکد بوده و نیازی نیست در جریان باشد.

3-برای جلوگیری از احتکار کالاها باید تثبیت قیمتها انجام گیرد و ارائه مجوزبه بخشهای مختلف در قبال وثیقه و مسدود کردن داراییها و حساب عمومی آنهاباشد. همچنین در صورت احتکار به شدت جریمه شده و از نظارت مردمی در این مورد حداکثر استفاده انجام شود.همچنین برای تناسب قیمت کالاهای خارجی و داخلی از تعرفه و یارانه استفاده شده و در هر صورت قیمت کالاهای داخل و خارج باید استاندارد باشد؛ در غیر اینصورت موجب قاچاق کالا می شود.

الف2:افزایش هزینه های بخش دولتی و بخش خصوصی

افزایش هزینه ها در بخش دولتی و بخش خصوصی،پرداخت یارانه های پنهان و آشکار، تقاضا برای تسهیلات، کسری بودجه دولت، استقراض بخش دولتی، برداشت از صندوق توسعه ملی و سایر موارد موجب افزایش تقاضا برای نقدینگی می شود.

اصلاحات:

1-در بخش دولتی،مستقل و خصوصی باید سیستم هزینه و درآمد استاندارد به صورت عامل کنترل هزینه ها و درآمدها شده و مانع از کسری بودجه آنها شود.همچنین در محاسبه بهای تمام شده باید هزینه سرمایه لحاظ شده که تولید کننده متضرر نشود.همچنین برای بدهی ها و فروش نسیه نیز نرخ هزینه سرمایه لحاظ شود.

2-ایجاد نقدینگی در دست حساب عمومی بوده و حساب دولت از حساب عمومی جدا باشد.همچنین یارانه ها متعلق به اشخاص ضعیف جامعه بوده و از محل مالیاتها، حساب عمومی و سایر موارد باید تامین شود. همچنین این یارانه ها به صورت حق بیمه و سایر موارد نیز می تواند پرداخت شود.

3-سیاست اصلی دولت باید اینگونه باشد که با حداقل نهاده های تولید، حداکثر ارزش افزوده و با حداقل ارزش افزوده، حداکثر کالا و خدمات و با حداقل مصرف کالا و خدمات، حداکثر مطلوبیت ایجاد کند. این استراتژی بهترین عامل کاهش تقاضا و عرضه نقدینگی می باشد.

الف3:افزایش قیمت داراییهای خاص

زمانیکه نرخ بازده پول کمتر ازبازده  دارایهای خاص مثل طلا،ارز، خودرو و غیره باشد؛ هجوم نقدینگی به آن سمت می باشد.

اصلاحات:

برای کنترل ارز چند کار را می توان انجام داد.

1-قیمت ارز باید به صورت واقعی تعیین شود و در شرایط بحرانی از دو نرخ استفاده شود. نرخ رسمی همان قیمت واقعی ارز بوده که برای بخش مواد اولیه و واسطه و کالاهای ضروری می باشد که قیمت کالاها ثابت بماند. و نرخ دوم بهای تمام شده ارزاست که به سایر محصولات تعلق می گیرد.همچنین منافع حاصل از ارز متعلق به حساب عمومی بوده و برای تثبیت قیمتها می باشد.

2-اگر حساب عمومی پشتوانه پول باشد؛ ارز تنها پشتوانه پول نبوده و کاهش آن باعث کاهش ارزش پول نیز نمی شود. همچنین ارز حاصل از صادرات متعلق به حساب عمومی بوده و دولت باید آنرا مدیریت کند همچنین تعیین نرخ ارز در بازار عرضه و تقاضا اشتباه بوده و توزیع آن بر اساس اولویتهای دولت باشد.

3-برای مدیریت ارز می توان از تعرفه ارزی استفاده کرد. همچنین واردات و صادرات کالا از ابتدا تا انتها در دست دولت بوده و کنترل شود. همچنین اگر معامله صحیح باشد؛ تعرفه به مشتری پس داده می شود و در غیر اینصورت ضبط می شود.

4-برای کم کردن تقاضای ارزی می توان از روش کالا دربرابر کالا نیز استفاده کرد. همچنین با کشورهایی که بیشتر تعامل داریم،می توانیم از ارز آنها در قبال ریال تضمین شده نیز استفاده کرد.همچنین اگر حساب عمومی پشتوانه پول همه کشورها باشد؛ همه پولها دارای ارزش بوده و هیچ پولی بر پول دیگر برتری ندارد.

ب:عوامل افزایش عرضه نقدینگی و راه های کنترل آن

ب1:بانک مرکزی و دولت

دولت از حساب عمومی برداشت کرده و صرف هزینه های بیشمار خودش می کند؛ این مساله موجب تبدیل نقدینگی راکد به نقدینگی در گردش می شود.همچنین پرداخت یارانه ها، کسری بودجه دولت و برداشت از صندوق توسعه ملی موجب افزایش عرضه نقدینگی نیز می شود.

اصلاحات:

1-سیاستهای اشتغالزایی دولت اشتباه بوده و ما باید با حداقل نهاده ها و عوامل تولید، حداکثر ارزش افزوده و مطلوبیت ایجاد کنیم.از اینرو باید با کمترین حجم اشتغال بیشترین ارزش افزوده و مطلوبیت ایجاد کنیم و مشکل اشتغال جامعه از طریق تقویت مولفه های اشتغال بخصوص مولفه درآمدی و از طریق توزیع سود و سرمایه حساب عمومی انجام شود.

2-منابع صندوق توسعه ملی پشتوانه پول است و نباید از طریق پرداخت تسهیلات، ایجاد نقدینگی کند. حساب عمومی می تواند بسیاری از طرحها و سرمایه گذاری ها را در اختیار گرفته و پشتوانه پول قرار دهد و از محل ایجاد نقدینگی با پشتوانه، بسیاری از سرمایه گذاری های کشور را انجام دهد.

ب2:بانکها

بانکها با پرداخت تسهیلات در اصل ایجاد نقدینگی کرده و موجب افزایش حجم نقدینگی می شوند.

1-بانکها به سمت بنگاه داری و کسب سود بیشتر رفته اند؛ بر همین اساس مجبورند به صورت صوری و واقعی افزایش تقاضا برای نقدینگی کرده و پرداخت تسهیلات را افزایش دهند.همچنین به علت عدم دریافت وثیقه مناسب، مطالبات و در نتیجه حجم نقدینگی نیز بیشتر افرایش یافته است.

2-بانکها با ایجاد نقدینگی صوری به راحتی می توانند تقاضا برای داراییهای خاص را افزایش داده و در بازارهای پولی و مالی تلاطم ایجاد کنند و هزینه های بیشمار خود را پوشش دهند.

اصلاحات:

1-کنترل و نظارت بر روی بانکها بسیار سخت می باشد. چون براحتی می توانند تولید نقدینگی کرده و کسب سود کنند.از اینرو بانکها باید به دو بخش بانک دریافت و پرداخت و بانک تسهیلات تقسیم شده و به صورت مستقل اداره شده و با هزینه ها و درآمدهای استاندارد و با نظارت شدید دولت کنترل شوند و مجوز موسسات و بانکهای خصوصی نیز لغو شود.

2- برای وثیقه تسهیلات، بهتر است از طریق سامانه دارایی، اعتبار داراییها مسدود شده و توسط بانک استفاده شود.همچنین فاکتورها ها نیزدر سامانه دارایی ثبت شده و قابل پیگیری و کنترل شود.

3-بانکها با پرداخت سودهای غیر واقعی و صوری باعث افزایش حجم نقدینگی می شوند. از اینرو باید پرداخت تسهیلات و دریافت سود و اصل آن، واقعی بوده و متناسب با پیشرفت طرح باشد.همچنین طرحها باید توسط بانک تخصصی تسهیلات و با نظارت کامل دولت انجام شده و پرداخت تسهیلات ضروری نیز از طریق بیمه ها و حساب عمومی انجام شود.

 

 

 

چرا با کاهش تورم، مردم احساس قدرت اقتصادی بیشتر نمی کنند؟

 

در زمان حاضر نرخ تورم در سطح پایینی بوده ولی مردم چندان احساس قدرت اقتصادی نمی کنند؛ مطالبی در این زمینه بیان می شود.

الف:نحوه محاسبه نرخ تورم:

1-برای محاسبه  نرخ تورم از شاخص لاسپیرز و پاشه استفاده می شود.در شاخص لاسپیرز در صورت، قیمت جاری و مقدار سال پایه بوده و در مخرج هم قیمت سال پایه و مقدار سال پایه می باشد. در شاخص پاشه نیز در صورت، قیمت جاری و مقدار جاری بوده و در مخرج هم قیمت سال پایه و مقدار جاری می باشد.همچنین نرخ تورم حاصل تغییرات شاخص کالا در دو سال مختلف نسبت به سال پایه می باشد.

ب:اشکالات نحوه محاسبه نرخ تورم و راه های رفع آن:

1-برای محاسبه نرخ تورم، کالاها و خدمات اساسی مورد استفاده خانوار، مورد بررسی قرار می گیرد؛ در صورتیکه برای محاسبه نرخ تورم که نشان دهنده کاهش ارزش پول می باشد؛ باید همه کالاها و خدمات مورد استفاده مردم، مورد بررسی قرار گیرد.

2-برای محاسبه  نرخ تورم از مقدارمعین استفاده می شود؛ ولی این مساله تورشها و انحرافاتی  در محاسبه نرخ تورم ایجاد می کند. برای اصلاح روش محاسبه نرخ تورم، بهتر است از روش رگرسیون برای محاسبه روند کاهشی یا افزایشی قیمتها استفاده شود.در این روش کالاها و خدمات معین بوده و بر اساس قیمت مرتب می شوند. همچنین در این مدل، شیب خط همان نرخ تورم بوده و نسبت شیب خط در کشورهای مختلف همان نرخ ارز می باشد. از محاسن این روش این استکه محدودیت کالا و خدمات نداشته و مقدار نیز در آن لحاظ نمی شود.

3-استفاده از مدل رگرسیون برای بدست آوردن نرخ تورم، مناسب می باشد؛ ولی این مدل اطلاعات چندان مفیدی به مردم نمی دهد.برای داشتن اطلاعات مفید از قیمتها، بهتر است قیمتهای فعلی با قیمتهای استاندارد مورد مقایسه قرار گیرد. در اینصورت می توان مقایسه مناسبی برای تغییرات قیمتها داشت.

4-در شاخص هزینه  ما نیاز به مقادیر معین داریم؛ برای بدست آوردن اطلاعات مفید از این شاخص، بهتر است این شاخص نیز با هزینه های استاندارد مقایسه شود. همچنین برای کامل شدن اطلاعات بهتر است شاخص هزینه با شاخص درآمدی مورد مقایسه قرار گیرد؛ همچنین برای هر بخش و هر منطقه و صنعت باید از شاخص هزینه و درآمد خاص خودش استفاده کرد.

5-مساله مهم در مورد نرخ تورم این استکه تورم به معنای کاهش ارزش پول باشد. برای این منظور تمام قیمتها باید هماهنگ تغییر کرده و به همین نسبت داراییها و بدهیها تغییر کند.از اینرو نرخ تورم در یک اقتصاد سالم باید در صورت نیاز به صورت دستوری تعیین شده و ارزش تمام داراییها حتی داراییهای پولی و بدهی ها به همان نسبت افزایش یابد.

6-نرخ تورم در شرایط فعلی واقعی نیست. نرخ تورم واقعی از مقایسه قیمتهای فعلی و قیمتهای استاندارد در مدل رگرسیون بدست می آید. همچنین نرخ تورم اعلام شده، نوعی شاخص هزینه ای بوده که اطلاعات چندان مفیدی ندارد. برای داشتن اطلاعات مفید از شاخصهای هزینه، این شاخصها باید با هزینه های استاندارد مقایسه شده و هزینه های استاندارد نیز با درآمدهای فعلی و استاندارد مورد مقایسه گیرد؛ در اینصورت استکه می توان اطلاعات مفید و قابل استفاده ای بدست آورد.

کارخانه آلومینیوم لامرد  تهدید یا فرصت

در این نوشتار سعی شده است به بیان ساده و قابل فهم مطالبی در مورد چالشها و فرصتهای کارخانه آلومینیوم لامرد بیان شود؛ برای این منظور ابتدا این مساله در زمینه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و سپس نتیجه گیری لازم انجام می شود.

ادامه نوشته

Part Two: Answer the questions and confusions about of Khums and Zakat:

1.What is thepurposeofKhumsand Zakat?

For permission from the Public account for the activities of real and legal persons, Part of the profit as royalties or goodwill, received. royalties as taxes be kind of rental fee that is the ratio of profit. also since the royalties must be divided equally between all people; thus should be the share of those who have not privilege or have the weak privilege  of this royalties more than others. and the royalties should be added to the subsidy account.   

 2. receive a share of the profits legal persons and zakat,was computable but need to organizing and planning by the governments and issue of Khums is for the parts that identify and calculate their profits be difficult but it is easy to receive and requires a minimum of organization. also consumption of Khums it is belong to the very sensitive and vital sectors and requires a minimum of organization. thus  in assigns of the Khums Perhaps the legislator wishes that always the group been independent of the government and be able to confront their deviation and keep people awake and ready also to strengthen this spirit, of this group Sadat is better be used in the manage of different sectors of society.

3. Khums and Zakat has educational effect on society and leads to better manage the costs. Also due to the large variety of costs for individuals, the share of natural persons and Khums of its profit, is less than the Profit share of legal entities

 And Khums leads to better manage the costs and to lack of accumulation of wealth and leads to a better distribution of wealth in society.

ادامه نوشته

Review the issue Khums and Zakat in terms of economic and accounting principles:

Khums and Zakat are the economic miracles of the Quran, but for various reasons have remained obsolete and unknown;

This entry is written in terse based on economic principles and accounting and consists of two parts; a section is benefit Khums and expressed in the form of formula and the second part is a response to questions raised about Khums and Zakat.   

                     

ادامه نوشته