ت: راهکاری برای اقتصاد بدون تکیه به نفت – اصلاحات نظام قیمت ها
پول دو ویژگی اصلی دارد؛ اول اینکه پول دارای ارزش بوده و ارزش آن با قیمتها تعیین می شود. دوم اینکه ارزش پول حفظ شود؛ برای حفظ این ارزش، پول باید توانایی خرید و فروش داشته باشد.برای این منظور نظام تولید، توزیع و مصرف باید بدرستی فعالیت کند.از اینرو برای ثبات قیمت ها، باید حجم پول و تولید متناسب با قیمتها باشد. همچنین اگر هر یک از اینها تعادلش به هم بخورد؛ تعادل بقیه نیز به هم می زند.
در ادامه عواملی که باعث عدم تعادل این سه مورد شده و راهکارهای حل آنها بیان می شود.
ت۱:اشکالات نظام قیمتها
۱-نظام عرضه و تقاضا
نظام عرضه و تقاضا، عامل اصلی عدم تعادل بین حجم پول، قیمتها و تولید است. در اثر عرضه و تقاضا، قیمتها بطور صوری افزایش یافته و عده ای از این مساله منفعت فراوانی می برند؛ همچنین با افزایش منفعت این اشخاص، قدرت بیشتری برای عدم تعادل در قیمتها و کسب منفعت بیشتر پیدا می کنند؛ همچنین این مساله باعث می شود که حجم پول به سمت بخشهای صوری و غیر مولد رفته و تولید واقعی نیز افزایش نیابد. از اینرو تعیین قیمتها بوسیله نظام عرضه و تقاضا نادرست، غیر واقعی و ناعادلانه می باشد.
۲-نرخ تورم
زمانیکه بعضی قیمتها مثل قیمت ارز یا مواد اولیه تغییر می کند؛ بقیه قیمتها نیز خود را با آن تغییر داده و تورم شکل می گیرد.همچنین زمانیکه نظارتی روی قیمتها نبوده و بر اثر مسایل روانی و غیره، این روند سریعتر شده و نرخ تورم بیشتر می شود؛ همچنین در روش فعلی، کالاهای خاصی با مقدار معینی مورد محاسبه قرار گرفته که در اصل شاخص هزینه بدست می آید نه شاخص تورم.
۳-بانکها
بانکها برای سودآوری بیشتر، تسهیلات بیشتری پرداخت کرده و اینگونه حجم پول افزایش می یابد. همچنین چون بیشتر تسهیلات صوری است؛ بخش تولید نیز افزایش نمی یابد؛ در نتیجه با افزایش حجم پول و تولید ثابت، قیمتها نیز افزایش می یابد.
۴-بورس
در اثر ورود سرمایه ها به بازار سرمایه، قیمت سهام افزایش می یابد؛ همچنین صاحبان سرمایه و شرکتها، با بازی کردن با سهام، منفعت بسیاری کسب کرده و این سرمایه باعث افزایش تولید چندانی نیز نمی شود؛ از اینرو بورس از طرفی باعث افزایش تقاضا برای پول شده و حجم پول را زیاد کرده و از طرف دیگر تولید نیز افزایش نیافته در نتیجه قیمتها افزایش می یابد. همچنین به علت ایجاد سودهای زیاد و غیر واقعی، سرمایه از سایر بخشها وارد بورس بازی شده و بخشهای واقعی اقتصاد، با کمبود نقدینگی مواجه می شوند.
۵-افزایش هزینه های تولید
با افزایش هزینه های تولید، قیمت محصولات نیز بالا می رود. همچنین با کاهش بهره وری نیروی کار و سرمایه، مقدار تولید نیز کاهش یافته و عملا این عامل نیز باعث افزایش بیشتر قیمتها می شود.
۶-غیر واقعی بودن نرخ ارز
دولت برای تامین هزینه هایش، نرخ ارز را افزایش می دهد؛ این مساله باعث می شود که حجم پول زیادی ایجاد شود؛ همچنین چون تولید ثابت می ماند؛ قیمتها نیز افزایش می یابد. همچنین با افزایش قیمتها، هزینه های دولت بشدت افزایش یافته و منافع ارزی را از بین می برد؛ در زمان تحریم که ارز دولت کاهش می یابد؛ منافع دولت باز هم کمتر شده و اثرات تورمی نیز بیشتر می شود. همچنین این مساله باعث افزایش قاچاق کالا در داخل و خارج از کشور نیز می شود.
۷-یارانه ها و تعرفه ها
دولت با پرداخت یارانه ها، حجم پول در جامعه افزایش می دهد؛ چون تولید نیز ثابت است؛ در نتیجه باعث افزایش قیمتها می شود.
همچنین قرار دادن یارانه و تعرفه بر روی قیمتها، باعث ایجاد رانت و دلال بازی در اقتصاد شده و تنظیم قیمتها را بر هم زده و موجب افزایش قاچاق کالا نیز می شود.
۸-عوارض و جریمه
عوارض و جریمه ها، تنظیم قیمتها را بر هم می زند. همچنین اگر عوارض به قیمتها، اضافه شود؛ انگیزه تولید آن کالاهای مضر و قاچاق آنها بیشتر می شود.
اینها عواملی هستند که تعادل حجم پول، قیمتها و نظام تولید را بر هم می زنند؛ برای اصلاح این موارد، مطالبی بیان می شود.
ت۲: اصلاحات نظام قیمتها
۱-اصلاح ساختار تعیین قیمتها
همه قیمتها در یک ساختار مناسب و پلکانی باید تعیین شوند؛ قیمتها شامل هزینه مواد اولیه، نیروی کار، هزینه سرمایه، اجاره و سود می باشد. نرخ ارز هم بر اساس برابری قدرت خرید بدست می آید. همچنین برای راحتی کار می توان بر اساس نرخ ارز واقعی، قیمتها را با یک اقتصاد مناسب، مطابقت داده و کالاهای داخلی و خارجی را بر اساس کیفیت، درجه بندی کرده و قیمت گذاری کرد. ارزش دارایی های نامشهود، مثل امتیاز تجاری نیز درصدی از سود آن بخش می باشد. در مورد تعیین قیمت بخشهای توزیعی باید گفت که هزینه های استاندارد آنها به میانگین خرید ماهانه یا سالانه تقسیم شده و درصد افزایش روی کالا بدست می آید.همچنین هزینه حمل و نقل نیز بطور متوسط حساب شده و بر عهده خریدار است. همچنین تعیین قیمتها در دو سطح عمده فروشی و خرده فروشی صورت می گیرد.
۲-اصلاح ساختار تعیین نرخ تورم
برای محاسبه نرخ تورم باید افزایش قیمت همه کالاها و خدمات داخلی محاسبه شود. برای این منظور باید از طریق رگرسیون شیب خط افزایش قیمتها بدست آورد که این همان نرخ تورم است؛ همچنین افزایش قیمتها در یک ساختار مناسبی برای همه کالاها و خدمات باید انجام شود؛ در غیر اینصورت از تورم، صاحبان دارایی و سرمایه بیشترین نفع کرده و صاحبان درآمد ثابت ضرر می کنند. همچنین در یک اقتصاد سالم که حساب عمومی پشتوانه پول بوده و بین تولید و حجم پول تعادل باشد؛ تورم ایجاد نمی شود.
۳- اصلاحات بانکها و بورس
۳-۱:بانکها نباید پول بدون پشتوانه تولید کنند
برای این منظور منابعی که در تسهیلات مصرف شده باید مسدود شود؛ همچنین بانکها فقط از طریق بانک تخصصی تسهیلات در طرحهای سرمایه گذاری مشارکت کنند؛ همچنین در صورت لزوم، حساب عمومی می تواند طرحهای سرمایه گذاری را پشتوانه پول قرار داده و پول جدید تولید کند.
۳-۲: اصلاحات بورس
نظام بورس باید بطور کلی تغییر کرده و تبدیل به بانک بورس شود؛ از یک طرف بانک بورس سپرده های مردم را جمع کرده و از طرف دیگر در شرکتها سرمایه گذاری کند؛ همچنین سود واقعی نیز به سپرده ها بدهد.
۴-اصلاح نظام ارزی
قیمت ارز باید بطور واقعی بر اساس قدرت خرید آن تعیین شود. همچنین خرید و فروش کالای داخلی و خارجی از طریق یک نظام واحد و یکپارچه صورت گیرد؛همچنین ارز متعلق به حساب عمومی بوده و تمام ارزها باید به خزانه واریز شده و فقط توسط دولت خرید و فروش شود. همچنین برای مصرف آن باید تعرفه قرار داده و بر اساس اولویتهای دولت مصرف شود.
۵-اصلاح ساختار تولید، توزیع و مصرف
برای کنترل هزینه ها، ساختار تولید، توزیع و مصرف باید اصلاح شده و بر اساس نظام برنامه ریزی باشد؛ نه عرضه و تقاضا. بر اساس برنامه ریزی، مصرف و تولید بهینه مشخص شده و با توزیع مناسب این دو را به هم پیوند داد. همچنین با تعیین هزینه ها، سود و قیمتهای استاندارد، منفعت صاحبان هزینه متعادل و واقعی شود. همچنین می توان با استفاده از دولت الکترونیک و اصلاح ساختارها، بخشهای زائد و واسطه را حذف کرده و با حداقل هزینه، حداکثر ارزش افزوده ایجاد کرد.
۶-اصلاح نظام یارانه ها و تعرفه ها
برای اصلاح نظام یارانه ها، تمام یارانه های پنهان و آشکار از روی کالاها و خدمات باید برداشته شده و همه قیمتها واقعی شود؛ همچنین باید بخشی از سود اشخاص حقیقی و حقوقی بابت حق الامتیاز و کمکهای دولت، مردم و سایر بخشها به حساب یارانه ها واریز شده و از آنجا به حساب بیمه اجباری واریز شده و بر حسب نیاز مردم، به آنها پرداخت شود. همچنین با اصلاح نظام بیمه، منابع صندوق بیمه نیز وارد طرحهای سرمایه گذاری و گسترش تولید می شود.
تعرفه ها نیز موجب افزایش انگیزه قاچاق و اختلال در قیمتها می شود؛ برای این منظور از طریق نظام برنامه ریزی، میزان مصرف و تولید داخل مشخص شده و در صورت کمبود کالایی، بر اساس اولویتهای ارزی، واردات انجام می شود؛ واردات مواد اولیه، کالاها و خدمات واسطه ای و کالاهایی که در تولید نقش دارند؛ بر اساس قیمتهای استاندارد داخل بوده و با یارانه و تعرفه تعدیل می شود. کالاهایی که نقشی در تولید ندارند؛ با قیمت واقعیشان همراه با کارمزدهای بخش توزیع وارد می شود. همچنین صادرات کالاها نیز در صورتیکه مازاد باشد؛ با همان قیمت خارجی خودش بوده و دولت برای تشویق می تواند یارانه پرداخت کرده و این یارانه از محل حساب جریمه و تشویق تولید می باشد. همچنین تسویه واردات و صادرات کالا و خدمات برای مشتریان بصورت ریالی بوده و از طریق بخش توزیع می باشد.
۷-اصلاح عوارض و جریمه
عوارض نباید به قیمت کالاها اضافه شود؛ عوارض باید بر مصرف نادرست قرار داد. مثلا مصرف سوخت بنزین ایجاد آلودگی می کند؛ بر اساس کارت سوخت، مصرف و عوارض آن محاسبه می شود. همچنین افراد اگر مصرف مواد غذایی پرخطر، دخانیات یا سایر چیزها داشته باشند؛ بطور متناوب چک شده و حق بیمه اجباری آنها اضافه می شود؛ همچنین باید گفت اگر کالایی بطور استاندارد تولید نشود؛ بشدت جریمه شده و این مبلغ به حساب یارانه ها یا بیمه احباری آن بخش واریز می شود.
۸- اصلاح ساختار نظارت بر قیمتها
تمام قیمت کالا و خدمات داخلی و خارجی باید با استاندارد یکسان تعیین شده و در سامانه معین و رسمی به عموم مردم اعلام شود.
همچنین سامانه معاملات رسمی برای تمام بخشها بصورت آنلاین یا آفلاین توسط اداره دارایی کنترل شده و همین سامانه معیار هزینه ها و سود بخشهاست.
همچنین اگر بخشی بخواهد قیمتها را رعایت نکرده و فروش و سودش را بدرستی اظهار نکند؛ بشدت جریمه شده و این جریمه اگر برای جبران خسارت اشخاص باشد؛ وارد حساب یارانه های خاص یا عام شده و اگر برای افزایش ریسک شخص باشد به حساب بیمه اجباری آن شخص واریز می شود؛ همچنین در صورت تکرار تخلف، امتیاز فعالیت آن شخص لغو می شود.
بر اساس این مطالب باید گفت؛ برای ثبات قیمتها باید حجم پول و تولید متعادل شود. تولید پول بدون پشتوانه، توسط بانکها و همچنین تسهیلات صوری آنها حجم پول را افزایش داده و تولید را نیر افزایش نمی دهد؛ از اینرو تولید پول توسط بانکها باید محدود شده و تسهیلات فقط در طرحهای سرمایه گذاری مشارکت کند.ورود سرمایه ها به سمت بورس نیر فقط قیمت سهام را صوری افزایش داده و تاثیر چندانی بر افزایش تولید ندارد؛ این مساله تقاضا و حجم پول را افزایش داده و باعث افزایش قیمتها می شود.از اینرو بورس باید اصلاح شده و سرمایه ها به سمت سرمایه گذاری واقعی در شرکتها برود.در اثر ناکارایی نظام تولید، توزیع و مصرف، هزینه ها افزایش یافته و موجب افزایش قیمت کالاها و خدمات می شود؛ برای اصلاح آن باید با برنامه ریزی، نظام تولید، توزیع و مصرف را بهینه کرده و هزینه های آنرا کاهش داد. همچنیاح این مساله، نرخ ارز باید واقعی شده و توزیع کالای داخلی و خارجی در یک ساختار یکپارچه انجام شود. همچنین پرداخت یارانه ها و سایر کمکهای دولت، حجم پول و قیمتها را افزایش می دهد؛ از اینرو یارانه ها باید هدفمند بوده و از طریق نظام بیمه برای امور ضروری پرداخت شود. همچنین غیر واقعی بودن نرخ ارز حجم پول را افزایش داده و همین باعث افزایش قیمتها می شود؛ در اثر افزایش قیمت ارز، بقیه قیمتها هم رشد کرده و تورم افزایش یافته و هزینه های دولت نیز بشدت زیاد می شود؛ همچنین یارانه ها باید از روی قیمتها برداشته شده و قیمت همه کالا ها و خدمات داخلی بر اساس استاندارد واحدی بوده و در یک سامانه رسمی به مردم اعلام شود؛ همچنین واردات مواد اولیه، کالا و خدمات واسطه ای و مورد استفاده در تولید، با قیمت استاندارد داخل بوده و کالاهایی که در تولید نقش ندارند؛ با قیمت واقعی همراه با کارمزدهای بخش توزیع وارد می شود؛ همچنین کالاهای صادراتی نیز در صورت مازاد با قیمت واقعی و در صورت نیاز همراه با یارانه های دولت صادر می شود.
باید برای تمام بخشها، سامانه معاملات ایجاد شده و میزان فروش و سود اشخاص نیز معین شود؛ همچنین در صورت تخلف، بشدت جریمه شده و در صورت ادامه، امتیاز فعالیت آنها باطل شود.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۰ ساعت 14:10 توسط علی سروی
|